شمارهٔ ۱۱۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و دردِ فراق میپردازد. شاعر از دلباختگیاش صحبت میکند و اینکه چگونه عشق، او را مبتلا کرده است. او به دنبال دلیل و درمان برای این عشق ناتوان است و در عین حال متوجه میشود که عقل نمیتواند او را راهنمایی کند. شاعر به سختیهای عشق و غم و غصهای که در این مسیر دارد، اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق، حتی وقتی دردناک است، همچنان در زندگی انسان حضور دارد. او در آخر از ناتوانیاش در فراموشی عشق و درگیریهای روزمره سخن میگوید و به نوعی به ناامیدی ناشی از این عشق بیوفا اشاره میکند.
دل که برد از ما اگر چه مبتلا می داردشگر خوش است او را بدین بگذار تا می داردش
هوش مصنوعی: اگر دل ما را ربوده و ما را به دردسر انداخته است، اگر او خوشحال است، بگذارید به حال خود باشد و از این وضعیت لذت ببرد.
از که پرسم تا کجا می دارد آن درمانده را؟ای صبا، از من بپرسی هر کجا می داردش
هوش مصنوعی: نمیدانم باید از چه کسی بپرسم که آن فرد ناامید را به کجا میبرد. ای باد، اگر از من بپرسی، بگو که او را به هر جایی که میبرد، در نظر ندارم.
پند گوید عقل، لیکن کی کند فرمان عقل؟آنکه بی فرمان او دل در بلا می داردش
هوش مصنوعی: عقل نصیحت میکند، اما چه زمانی به فرامین عقل عمل میشود؟ کسی که بدون اطاعت از عقل، دلش را در خطر میافکند.
ای مسلمانان، ز آه عاشقان یادش دهیدکان رقیب نامسلمان بر بلا می داردش
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، به یاد بیاورید که آه و ناله عاشقان چگونه میتواند بر دشواریها تاثیر بگذارد، حتی اگر رقیب غیرمسلمان باشد.
غمزه جانداری ست آن سلطان خوبان را رفیقکز پی جان بردن مشتی گدا می داردش
هوش مصنوعی: غمزههای آن سلطان خوبان چنان جذاب و فریبنده است که رفیق او، که گدایی بیش نیست، تنها به خاطر جلب توجه و گاه به دست آوردن جانش، به او نزدیک میشود.
چند ماند جان مسکینی که هر شب تا سحرهمچو بیماران به افسوس و دعا می داردش
هوش مصنوعی: جان مستمند چقدر دیگر باید رنج بکشد و در طول شب تا سپیده دم مانند بیماران با افسوس و دعا به حال خود گره بخورد؟
سرو را نبود قبا سرو است بالایش، ولیکبی بلایی نیست آن کاندر قبا می داردش
هوش مصنوعی: سرو به خاطر زیبایی و قامت بلندی که دارد، نیازی به پوشاک ندارد، اما اگر لباس زیبا بر تن نکند، از آن زیبایی و جلوهاش کاسته میشود.
از اجل نالد همه کس کو کند جان را جدامن ز بخت خویشتن کز من جدا می داردش
هوش مصنوعی: همه افراد از مرگ ناراحت هستند و ناله میکنند که چرا باید جانشان از بدنشان جدا شود. اما من از سرنوشت خود شکایت ندارم، زیرا جانم به من وابسته است و مرا ترک نمیکند.
چند گه دیگر نخواهم کرد هم با او وفاآن همه خوبی که با ما بی وفا می داردش
هوش مصنوعی: دیگر چند بار نمیتوانم به او وفادار باشم، چرا که او این همه خوبی را نسبت به من میکند، اما خودش بیوفاست.
گر سلامت نیست، باری کم ز دشنامی کزوگوش خسرو را که در راه صبا می داردش
هوش مصنوعی: اگر سلامتی وجود ندارد، لااقل کمی از دشنامی که به گوش خسرو میرسد، در هنگامی که در مسیر نسیم صبحگاهی است، کم کنید.