شمارهٔ ۱۱۷۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت فردی میپردازد که مانند یاسمن است. او از فتنه و دلبری آن شخص میترسد و به زهد و توبههایی که به خاطر این عشق باطل شدهاند، اشاره میکند. شاعر از دوری و غیبت آن فرد رنج میبرد و نگران نازکی و لطافت اوست. همچنین به رقیبانش هشدار میدهد که به او نزدیک نشوند و به شیوهای خواستار فاصلهگیری از کین و حسادت میشود. در انتها، او به یادآوری احساسی که در یک نگاه از طرف آن شخص به دست آورده است، میپردازد و بیان میکند که با یک نظر، دلش را باخته و نمیخواهد دوباره از او دور شود.
خواهم که سیر بینم روی چو یاسمینشلیک آفتی ست فتنه، می ترسم از کمینش
هوش مصنوعی: من میخواهم چهرهاش را که به زیبایی یاسمن است ببینم، اما میترسم از فریب و نیرنگی که ممکن است در کمین باشد.
بسیار زهد و توبه باطل شد از لبانشفتنه ست آنکه گه گه بینند شرمگینش
هوش مصنوعی: زهد و توبههای بسیاری که او در گذشته کرده، بیاثر و بیارزش شده است. زیرا چیزی در وجود او هست که باعث میشود در مواقعی شرمنده و رسوا شود.
دل رفت و روزها شد کز وی خبر نیامدای دور مانده چونی در زلف عنبرینش
هوش مصنوعی: دل از دست رفته و روزها سپری شدهاند بدون اینکه خبری از او برسد. ای دورمانده، حال تو چگونه است در پیچ و تاب زلف عطرآگینش؟
طاقت ندارد آن رخ از نازکی نفس راای باد تند مگذر بر برگ یاسمینش
هوش مصنوعی: نمیتواند آن چهره زیبا به نازکی نفسش را تحمل کند، ای باد تند، از کنار برگ یاسمینش عبور نکن.
ای جامه دار، ازینسان چستش مبند یکتاکز بخیه نقش گیرد اندام نازنینش
هوش مصنوعی: ای لباسدوز، اینقدر خوب و محکم ندوخت، که ممکن است لباس به تن نازنینش جوری درآید که نقش و طراحیاش را به خود بگیرد.
باری به تیغ راندن آن ساعدش ببینمخیز، ای رقیب بدخو، بر مال آستینش
هوش مصنوعی: به هر حال، ببین چگونه آن بازویش را با تیغ میزند، ای رقیب بدذات، بر دارایی آستینش.
گویند شادمان شو شستی، ز غمزه اومن پشتیی که دارم کایمن شوم ز کینش؟
هوش مصنوعی: میگویند خوشحال باشی، اما من از نگاه او چنان غمگین هستم که با این حال ممکن است در برابر کینهاش بخواهم به او پاسخ دهم.
من خود ز بهر خوبی بر روی او نیارملیکن تو گفت بشنو، بدخو مکن چنینش
هوش مصنوعی: من فقط به خاطر خوبی او بر چهرهاش نمینگرم، اما تو گفتی که باید گوش کنی، پس با او بیاحترامی نکن.
خسرو، به یک نظاره دل را به باد دادیگر جان به کارت آید بار دگر مبینش
هوش مصنوعی: خسرو، با یک نگاه، دل خود را فدای او کردی. اگر جانت به خاطر او در خطر باشد، بار دیگر به او نگاه نکن.