شمارهٔ ۱۲۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به آرزوهایش اشاره میکند که همگی مرتبط به عشق و زیبایی محبوبش است. او میگوید که به یاد دیدار معشوق، در دلش آرزوی گلزار دارد و از درد فراق او رنج میبرد. شاعر آرزو دارد که بعد از مرگ در قامت محبوبش تجلی کند و از آن زیبایی به خاک خود برگردد. عشق او به محبوبش به حدی است که از آزارهایی که در این عشق میکشد، لذت میبرد. او همچنین بیان میکند که اگر آزادی از بند موی محبوب را داشته باشد، همچنان گرفتار زیبایی او خواهد بود. در نهایت، به محبوبش میگوید که اگر امکان داشته باشد، آرزوهای زیادی از او دارد.
به یاد دیدن روی تو گلزار آرزو دارمچه جای گل کز این سودا به دل خار آرزو دارم
هوش مصنوعی: به یاد دیدن چهرهات، همیشه آرزوی خوشی و زیبایی در سر دارم. اما در حقیقت، این آرزو برای من همچون خارهایی در دل میماند که به دلیل دلتنگی و حسرت به وجود آمده است.
هوس دارم پس از مردن قد سرو روان، یعنیاز آن قامت به خاک خویش رفتار آرزو دارم
هوش مصنوعی: میخواهم بعد از مرگ، قد و قامت زیبا و نرم مانند سرو را به خاک خود هدیه دهم، یعنی آرزومندم که چنین جذابیتی را داشته باشم.
چنانش دوست می دارم که دارند آرزو خلقیاگر دارند از آن راحت من آزار آرزو دارم
هوش مصنوعی: من او را به قدری دوست دارم که اگر کسی آرزویی داشته باشد، همان آرزو برای من باعث آزار میشود.
چو آزادی ز بند موی او دارد دلم او راهمیشه در خم زلفش گرفتار آرزو دارم
هوش مصنوعی: وقتی که دل من آزادی را از بند موهای او میگیرد، همیشه در آرزوی گرفتار شدن در خم زلفهای او هستم.
مرا گفتی که ای خسرو، چه داری آرزو از من؟میسر نیست، ورنه از تو بسیار آرزو دارم
هوش مصنوعی: تو به من گفتی ای پادشاه، چه آرزویی از من داری؟ اما به دست آوردن آن ممکن نیست، وگرنه من بسیار از تو خواستههایی دارم.