شمارهٔ ۱۲۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نزدیکی وداع و پایان عمر خود اشاره میکند و ابراز میکند که آرزوهای زیادی دارد. او در وصف عشق و یار خود میگوید که حتی اگر در دلش خار باشد، وجود یار او را به گلزار آرزوها میبرد. شاعر به عشق خود و زحماتی که برای رسیدن به آن کشیده، اشاره کرده و بیان میکند که حتی اگر عقل و دین هم به عشق آسان شوند، دلش همچنان آرزوهای زیادی دارد. در نهایت، او از نصیحت دیگران نیز میگذرد و بیان میکند که این درد و عشق برایش بسیار مهم است.
برون آ اندکی، جانا که بسیار آرزو دارموداع عمر نزدیک است و دیدار آرزو دارم
هوش مصنوعی: بیرون بیا عزیزم، زیرا من آرزوهای زیادی دارم و مدت زیادی به عمرم نمانده است و من تمایل دارم تا تو را ببینم.
مرا پر خار بادا هر دو دیده، بلکه پر گل هماگر بی روی تو هرگز به گلزار آرزو دارم
هوش مصنوعی: چشمان من به خاطر دوری تو پر از خار است، حتی اگر به گل هم آراسته شود، باز هم آرزویی برای ورود به باغ گلها ندارم.
قیاس روزی خود می شناسم کز گلستانتهمه گل آرزو دارند و من خار آرزو دارم
هوش مصنوعی: من میدانم که در روزی که به سراغ تو میآیم، همه از زیباییهای باغ تو آرزو دارند، اما من فقط به خارهای آرزو بسنده کردهام.
درت می بوسم و آن بخت کو کاندر دلت گرددکه این بخشش از آن لعل شکر بار آرزو دارم
هوش مصنوعی: من در را میبوسم و آرزو میکنم آن خوشبختی که در دل تو به وجود میآید، این هدیه را از آن لعل شیرین داشته باشد.
ز زلفت یک گره بگشا، نه از بهر دلم، لیکنخلاصی از پی مشتی گرفتار آرزو دارم
هوش مصنوعی: از گیسوی تو یک گره را باز کن، نه به خاطر دلم، بلکه برای اینکه از این همه آرزو و خواستهای که به دام افتادهام رهایی یابم.
اگر شد عقل و دین در کار عشقت، سهل باشد آنهنوز اندر سر شوریده بسیار آرزو دارم
هوش مصنوعی: اگر عقل و دین برای عشق تو در کار باشند، پس رسیدن به خواستههایم آسان خواهد بود. هنوز در دل خود آرزوهای زیادی دارم.
نصیحت می کنی، ای آشنا، کاسوده شو خسروچه پنداری که من این مردن زار آرزو دارم؟
هوش مصنوعی: تو نصیحت میکنی و میگویی که از عشق و آرزوی خود دست بکش، اما نمیدانی که من چقدر به این عشق و حالتی که دارم، وابستهام و حتی این درد را میخواهم.