شمارهٔ ۱۲۴۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوقهاش میپردازد. او میگوید هرگاه بخواهد حالش را با او در میان بگذارد، نمیتواند مکان مناسبی پیدا کند و حتی اگر مکانی را بیابد، او را تنها نمیبیند. شاعر با تمام وجود بهدنبال معشوقهاش است، اما وقتی او ناگهان پیش میآید، شادی او را چنان غرق میکند که خود را گم میکند. همچنین او زیبایی معشوق را ستایش کرده و میگوید که در هیچ باغی به زیبایی او نمیرسد. شاعر از بیتوجهی دیگران به درد عاشقان گلهمند است و میگوید هیچکس مانند او بیپروا و بیخیال نیست. در نهایت، او بیان میکند که در این مسیر عاشقی، مانند خسرو، هیچ دیوانهای را همچون خود نمییابد.
چو خواهم با تو حال خود بگویم، جا نمی یابموگر پیدا کنم جای ترا، تنها نمی یابم
هوش مصنوعی: وقتی میخواهم حال و روز خودم را با تو در میان بگذارم، نمیتوانم جایی برای این کار پیدا کنم و اگر هم جایی پیدا کنم، نمیتوانم تنها تو را در آنجا بیابم.
به جان و دل ترا جویم، اگر ناگاه پیش آییز شادی دست و پا گم می کنم خود را نمی یابم
هوش مصنوعی: من با تمام وجودم برای تو دلتنگی میکنم، اگر ناگهان جلوی من بیایی، از خوشحالی گیج میشوم و خودم را گم میکنم.
تعالی الله، چه گلزاری ست حسن عالم افروزتکه گل در باغ خوبی چون رخت زیبا نمی یابم
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ است، چه باغ زیبایی است چهره درخشان تو که در باغ خوبی، گلی به زیبایی تو پیدا نمیکنم.
ندارد هیچ پروایی به حال زار مسکینانکسی را از بتان مثل تو بی پروا نمی یابم
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که مانند تو بیتوجه به حال سختیهای فقیران باشد و به آنان اهمیت ندهد.
به کویت عاشقان مستند، اما در ره عشقتبسان خسرو دیوانه شیدا نمی یابم
هوش مصنوعی: در کوی تو عاشقان به شوق و مستی سیر میکنند، اما من در عشق تو مانند خسرو دیوانه به دنبال شیدایی نمیتوانم کسی را بیابم.