شمارهٔ ۱۲۵۱
هوش مصنوعی: این شعر احساساتی عمیق را بیان میکند. شاعر به شدت به یاد محبوبش و عطرش مشغول است و در دل طبیعت، به خصوص در سایه درختان، حسرت و آرزوهایش را میسازد. او از مرگ و جدایی میگوید و ابراز نگرانی میکند که همواره در تلاش برای رسیدن به محبوبش است. شاعر از رسوایی و درد جدایی در مکانهای مختلف صحبت میکند و در نهایت به تمایلش برای یک آخرین کلام از معشوق اشاره میکند که میخواهد قبل از پایان زندگیاش بشنود. در کل، شعر تماتی از عشق، درد و longing را به تصویر میکشد.
چمن چون بوی تو آرد، به بویت در چمن میرمبه یاد قد تو در سایه سرو سمن میرم
هوش مصنوعی: وقتی چمن بوی تو را به مشامم میرساند، به خاطر یاد تو در میان چمنها میروم و به خاطر قد تو در سایه درختان سمن مینشینم.
زیم از تو، بمیرم هم ز تو فارغ ز جان و تننیم چون دیگران کز جان زیم یا خود ز تن میرم
هوش مصنوعی: از تو دوری برایم مرگ است و حتی اگر بمیرم، نمیتوانم مانند دیگران از جان و تن خود جدا شوم. من نه برای زندگی از جانم میکوشم و نه به خاطر دنیایم.
خوش آن وقتی که تو از ناز سویم بنگری و منبه زاری کشته، انگشت اوفگنده در دهن میرم
هوش مصنوعی: آن زمان زیباست که تو با ناز به من نگاه کنی و من در حال درد و زاری باشم، در حالی که انگشتانم را به دندان گرفتهام.
شدم رسوا درون شهر، در صحرا روم، اکنونکه رسواتر شوم، گر در میان مرد و زن میرم
هوش مصنوعی: در شهر به خاطر کارهایم به شدت شرمنده و رسوا شدم. حالا تصمیم دارم به جایی دورتر بروم، چرا که احساس میکنم هرچه بیشتر دیده شوم، دیگر هیچ اهمیتی برایم ندارد و میتوانم در کنار هر کسی زندگی کنم.
بخور جمله تنم، ای زاغ، جز دیده که دید او راکه بیرون اوفتم، در عرصه زاغ و زغن میرم
هوش مصنوعی: ای زاغ، تمام وجودم را بخور، تنها دیدهای از او باقی مانده که نشان میدهد من در دنیای زاغ و زغن، چگونه رنج میکشم و میمیرم.
مرا پیراهن صد چاک پر خونست از آن یوسفهمین آرایش گورم کنید آن دم که من میرم
هوش مصنوعی: من پیراهنی دارم که از صد چاک پر از خون است و این به خاطر یوسف است. وقتی که من میمیرم، همین پیرایشی که بر من میزنی، برای گورم انجام دهید.
سخن بر بستی از خسرو مگر چشمت فرود آمدکرم کن یک سخن، جانا، که تا زان یک سخن میرم
هوش مصنوعی: خسرو، سخنان را نگه داشتی، اما فقط به خاطر آنکه چشمانت پایین آمدهاند. لطفاً یک جمله بگویید، عزیزم، زیرا من به خاطر همان یک جمله جان خواهم داد.