شمارهٔ ۱۲۹۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دلبستگیاش به محبوبش سخن میگوید. او هر شب در اطراف کوی محبوب میگردد و به خاطر زیباییاش دل میسوزاند. شاعر به عشقش اشاره میکند که چقدر برایش شیرین و در عین حال تلخ است. او از جدایی و بدگوییها رنج میبرد و به خاطر یاد محبوبش، تحمل میکند. عشق او چنان عمیق است که حاضر است برای رسیدن به محبوبش، هر کاری انجام دهد و حتی مانند یک سگ در اطراف کویش بچرخد. در پایان، شاعر به صبوری اشاره میکند و میگوید که اگر در جستجوی محبوبش باشد، همیشه در حال چرخیدن دور لالهها خواهد بود.
منت هر شب که گرد کوی گردمز بهر آن رخ دلجوی گردم
هوش مصنوعی: هر شب را با گردشی در کوچهها سپری میکنم، به امید دیدن چهره زیبا و دلربا.
همی گوید که جان ده پیش رویمچه می گویم سر آن روی گردم
هوش مصنوعی: او میگوید که جانم را فدای تو میکنم، ولی نمیدانم چه بگم؛ شاید به خاطر زیباییات سرم را پایین بیندازم.
همان تلخم که می گویی، همی گویکه گر بنوازیم، بد خوی گردم
هوش مصنوعی: همانطور که از تلخیام صحبت میکنی، بگو که اگر به من محبت کنی، بدل به شخص بدخویی میشوم.
ز من دی یاد دادنت به بد گفتفدای گفت آن بدگوی کردم
هوش مصنوعی: از من یادگرفتی که بدگویی کنی، حالا میگویی فدای این کلام بد گویم، که من هم به بدگویی تو پاسخ میدهم.
مرا، جانا، ز گل بوی تو آیدبه بستان از پی آن بوی گردم
هوش مصنوعی: عزیز من، وقتی بوی گل در باغ به مشامم میرسد، یاد تو را در دل حس میکنم و از آن بوی دلنشین به سمت یاد تو میروم.
ز من پرسی که بر در کیستی توسگم گرد سر آن کوی کردم
هوش مصنوعی: اگر از من بپرسی که در درگاه کی هستم، باید بگویم که من مانند سگی هستم که به دور آن کوچه میگردم.
ز کویت بگذرم، گر خاک گردمز زلفت نگسلم، گر موی گردم
هوش مصنوعی: اگر از دیارت بگذرم، حتی اگر به خاک تبدیل شوم، از زلف تو رها نخواهم شد و اگر به مو تبدیل شوم، همچنان به تو وابسته خواهم بود.
صبوری شب مرا می گفت تا چندگریزان از درت هر سوی گردم
هوش مصنوعی: شب به من میگفت که تا کی باید صبر کنم و از در تو دور شوم و هر لحظه به سمتی فرار کنم.
دل خسرو تو داری، گر همه عمربه گرد لاله خودروی گردم
هوش مصنوعی: اگر دل تو را دارم، میتوانم تمام عمر را به دور لاله زیبای تو بگردم.