شمارهٔ ۱۲۹۸
هوش مصنوعی: این شعر از شراب عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر خود را به عنوان فردی بیقرار و سوخته در آتش عشق معرفی میکند که در کوی معشوق رسوا شده است. او به حال و هوای مستی اشاره میکند و بیان میکند که حتی در این حال، ترسی از مشکلات ندارند. شاعر به ترکچهرهای اشاره میکند که نماد زیبایی است و میگوید که جانش را فدای یک نگاه میکند. همچنین، او از لذتهای دنیوی و مقایسه آن با عشق واقعی سخن میگوید و بیان میکند که مانند خاکی در کنار بتان و در مسیر عشق سیر میکند.
ما دلشدگان بیقراریمما سوختگان خام کاریم
هوش مصنوعی: ما عاشقانی هستیم که همیشه بیقراریم و مانند آتشسوختگان ناآزموده، درد و رنج کشیدهایم.
آتش زدگان سوز عشقیمرسوا شدگان کوی یاریم
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که از عشق سوختهایم و در کوی محبوب رسوا و شناخته شدهایم.
بودیم خراب ساقیی دوشامروز هم اندر آن خماریم
هوش مصنوعی: ما دیشب در حال نوشیدن شراب بودیم و امروز هم همچنان در همان حالت مستی قرار داریم.
این کاسه سر سبوی می راستزیرا سر مصلحت نداریم
هوش مصنوعی: این کاسه سر، مانند سبوی می است، زیرا ما در فکر مصلحت و تدبیر نیستیم.
از خار ره بتان چه باک است؟گر تیغ زنند، سرنخاریم
هوش مصنوعی: از خارهایی که در راه معشوق وجود دارد نمیترسیم، حتی اگر به ما آسیب برسانند، سر خود را به خاطر عشق او خم نمیکنیم.
ای ترک، چه جای زحمت اینجاتو تیر بزن، که ما شکاریم
هوش مصنوعی: ای ترک، جای کار و زحمت اینجا نیست؛ تو فقط تیر خود را بینداز، چون ما در دام تو هستیم.
جانی ست فدای یک نظارهنه در هوس لب و کناریم
هوش مصنوعی: روحی فدای یک نگاه است، نه اینکه در آرزوی لب و کناری باشیم.
جنت طلبا، تو دانی و حوربا شاهد خود نمی گذاریم
هوش مصنوعی: بهشتطلبان، تو خود میدانی که ما با معشوق خود هیچ چیزی را تباه نمیکنیم.
ما خاک رهیم همچو خسرووز کوی بتان به یادگاریم
هوش مصنوعی: ما مانند خاک در کنار راه هستیم و از کوی معشوقان به یادگار ماندهایم.