تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۰۱

آن مرغ که بود زیرکش نامافتاده به هر دو پای در دام
در دام بلا فتاد ز آغازتا خود به کجا رسد سرانجام!
آیا تو کجا و ما کجاییمدردا که به هرزه رفت ایام
ترسم که به جور تو برآیدناگاه به شهر فتنه عام
خرم دل آن که با نگاریدر گوشه خلوتی کشد جام
رخسار تو زیر زلف مشکینصبح است مقیم بر در شام
چون کام دل از تو بر نیایدصبر از تو همی کنم به ناکام
نومید مشو، دلا، چه دانیباشد که بیایی، خسروا، کام