تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۳۰۲

نه دست رسی به یار دارمنه طاقت انتظار دارم
هر جور که از تو بر من آیداز گردش روزگار دارم
در دل غم تو کنم خزینهگر یک دل و گر هزار دارم
این خسته دل چو موی باریکاز زلف تو یادگار دارم
من کانده تو کشیده باشماندوه زمانه خار دارم
در آب دو دیده از تو غرقمو امید لب و کنار دارم
دل بردی و تن زدی، همین بودمن باز بسی شمار دارم
دشنام همی دهد به خسرومن با دو لب تو کار دارم