شمارهٔ ۱۳۰۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احوالات درونیاش میپردازد و از عشق و دلتنگی صحبت میکند. او احساس میکند که چون مستی در پی میهای پنهانی است که خورده و دچار خوابآلودگی و تشنگی شده است. او از درد و غم ناشی از عشق میگوید و بیان میکند که هر نوع نوشیدنی که مصرف میکند، گواهی بر عشق و عاشقیاش است. همچنین، او به مقایسه بین خوشیهای دیگران و غمهای خود میپردازد و در نهایت از عشقش به معشوق مینالد و با حسرت به غمهای خویش اشاره میکند.
مستم که امشب گوییا میهای پنهان خورده اممن با خیال خویش می با نامسلمان خورده ام
هوش مصنوعی: امشب به شدت سرمستم و احساس میکنم که انگار شراب پنهانی نوشیدهام. در خیال خودم، شراب را با کسی که مسلمان نیست نوشیدهام.
نی نی که خوردم خون خود،چون پوشم ازتو،چون رخمبر من گواهی می دهد هر می که پنهان خورده ام
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و رفتارهای خودم درد و خون دل خوردم، حال چگونه میتوانم از تو دور شوم، چون زخمهایم همیشه نشاندهنده این عشق پنهانی هستند که در دل دارم.
از تشنگی آن دو لب می آیدم خون در جگرمردم که در خواب از لبش دوش آب حیوان خورده ام
هوش مصنوعی: از شدت تشنگی، آن دو لب من به اندازهای درد میآورند که در قلبم خون میجوشد، در حالی که در خواب دیشب از لبش آب زندگی بخش نوشیدهام.
این نیم کشت غمزه را بیرون میارید از لبشتا جان هم آنجایم رود کز یار پیکان خورده ام
هوش مصنوعی: این نیمه از نگاه زیبای او را از لبانش برمیدارید تا جان من هم به آنجا برود، چرا که من از دستان یار آسیب دیدهام.
ای مست جان خوشدلی، بر جان من طعنه مزنتو جام عشرت خورده ای، من جام هجران خورده ام
هوش مصنوعی: ای خوشدل و شاداب، تو به من طعنه نزن. تو از لذتهای زندگی بهرهمند شدهای، اما من از درد جدایی رنج میبرم.
وقتی به خسرو گفته ای «کت من به دست خود کشم »چندین همه غمهای تو از شادی آن خورده ام
هوش مصنوعی: وقتی به خسرو گفتهای که خودت لباس من را بپوشی، من به خاطر این شادیات تمامی غمهایم را کنار گذاشتهام.