شمارهٔ ۱۳۳۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دلتنگی صحبت میکند و به دشواریهای عشق اشاره دارد. او میگوید که نمیتواند محبوب را از دل خود بیرون کند و نمیتواند دلی باشد که عاشق کسی دیگر شود. شاعر به ناکامی در دیدن چهره معشوقش اشاره میکند و به خون دل و رنجی که تحمل میکند، اشاره دارد. او در آرزوست که بتواند زیباییهای معشوقش را به تصویر بکشد و در عین حال از درد و غم خود برای دیگران بگوید. در نهایت، او به تلاش برای نگهداشتن یاد محبوب و زیباییهایش اشاره میکند.
نی مجال آن که او را از دل خود برکشمنی دل خالی که در دل دلبری دیگر کشم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم او را از دل خود بیرون کنم و همچنین دل خالی هم ندارم که عاشق کسی دیگر شوم.
دیده را گر حق آن نبود که دید او روی تومن ز خونهایی کزو خوردم ز چشمش برکشم
هوش مصنوعی: اگر چشمانم شایستگی دیدن چهره تو را نداشتند، من از خونهایی که به خاطر او از چشمانم ریختهام، آنها را از چشمانم خواهم کشید.
گر نترسم زان که در خونابه ماند یار منبرکشم دیده به جای دیده او را در کشم
هوش مصنوعی: اگر از این نترسم که یارم در خون غوطهور مانده، چشمانم را به جای چشمان او میکشم و او را در دل میگیرم.
در رهی، کو رفت، این سر تا نگردد خاک رههم به خاک راه او زان خاک راهش برکشم
هوش مصنوعی: در مسیری که آن شخص رفت، تا وقتی که خاک آن مسیر را نلمس نکردهام، نمیتوانم حتی خاک راهش را نیز از آن جدا کنم.
بر خودش خوانم، فضولی بین که می خواهم، به جهدچشمه خورشید را در جنب نیلوفر کشم
هوش مصنوعی: من با خودم حرف میزنم و میگویم که میخواهم با تلاش، پرتوی خورشید را در کنار نیلوفر ببرم.
عاقبت روشن شود همسایگان را سوز منگر چه آه آتشین از خلق پنهان در کشم
هوش مصنوعی: در نهایت همسایگان متوجه درد دل من خواهند شد، هرچند که من حسرت و آتش درونم را از مردم پنهان نگه میدارم.
چو بر آن سون تواند داشت، خسرو، سالهاگر توانم یک سخن زان لعل جان پرور کشم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم سالها بر آن سون چه زیبا سخن بگویم، ای خسرو، یک کلام از آن لعل جانپرور را بیرون میکشم.