شمارهٔ ۱۳۳۸
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها به یاد شبهایی میافتد که در خوابهای خود به خیال معشوقش میپرداخت. او خاطراتی از درد و رنج در بیداری و خواب دارد، به ویژه در لحظاتی که او را میبیند یا احساس وصال به او را دارد. شاعر از غم جدایی و احساساتی چون شوق و حزن سخن میگوید و به عشقی که در دل دارد، اشاره میکند. او همچنین از یاری میگوید که در دلش مینالد و در نهایت، با اینکه بهشتی بودن عشق را حس میکند، دوران سخت جدایی را هم یادآور میشود.
ای خوش آن شبها که من در دیده خوابی داشتمگه چراغ روشن و گه ماهتابی داشتم
هوش مصنوعی: شباهایی که در خواب به سر میبردم، برایم خوشایند بود، چون گاهی چراغی روشن داشتم و گاهی نور ماه را میدیدم.
بارها یاد آورم، در خواب بیهوشی رومآن که وقتی با خیال دوست خوابی داشتم
هوش مصنوعی: بارها به خودم گفتهام که در خواب غفلت دست به خواب بروم، آن خواب را که وقتی با خیال دوستم داشتم.
چند داغ بیدلی پیوسته بینم، پیش ازیندل مرا بود، ار چه ویران و خرابی داشتم
هوش مصنوعی: من همواره داغها و غمهای بیدلی را میبینم؛ در گذشته هم دل من اینطور بود، هرچند که خراب و ویران بود.
روزگار آن دیده نتوانست دید و کرد خونمن که بر رویم ز چشم خویش آبی داشتم
هوش مصنوعی: زمانه به قدری بیرحم و سخت است که آن چشمی که میتوانست ببیند، دیگر نتوانست ببیند، و بنابراین اشک من را ریخت. من هم که همیشه امید به شادی داشتم، حالا تنها با چشم خودم میتوانم غم را ببینم.
محرمی دیدم، شبی از دیده بیرون ریختمآن همه خونابهها کاندر کبابی داشتم
هوش مصنوعی: شبی ملاقات کسی را داشتم که بسیار برایم عزیز بود. آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که اشک و غم از چشمانم سرازیر شد، گویی که درد و ناراحتیِ عمیق و سوزانی در دل داشتم.
آن چه دولت بود کاندر یک شبی خنده زنانگویی از فردوس اعظم فتح بابی داشتم
هوش مصنوعی: در یک شب با شادی و خنده، احساس کردم که به بالاترین نعمتها و موفقیتهایی دست یافتهام.
گفت نتوانم برت من آنچه شب بر من گذشتکای بهشتی روی، دور از تو عذابی داشتم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آنچه در شب بر من گذشته را به تو بگویم، زیرا ای زیبای بهشتی، دور از تو عذابی را تجربه کردم.
زاریم بشنید یار و گفت «مینالی ز عشق»خسروم، زان بر دهان گر چه جوابی داشتم
هوش مصنوعی: یارم را دیدم که با حال غمگینی میگفت: «از عشق شکایت میکنم»، اما من به خاطر مقام پدریام، اگر چه جوابی داشتم، حرفی نزدم.