شمارهٔ ۱۳۵۰
هوش مصنوعی: این اشعار در مورد تجدید عهد و محبت، بازگویی دردها و یادآوری خاطرات عاشقانه است. شاعر به دنبال فراموشی غمها و تازه کردن احساسات است. او پیشنهاد میدهد که با دوستان به جشن و شادمانی بپردازند و از عشق و دوستی بگویند. در این میان، درخواست نوشیدن شراب و رهایی از مشکلات نیز مطرح میشود. در نهایت، شاعر از امید به زندگی و یادآوری لحظات خوش صحبت میکند و آرزو دارد که شبها را با عشق و دوستی روشن کند.
عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیممهرها را به دل خسته اثر تازه کنیم
هوش مصنوعی: وقتی زمان آن فرا رسید که پیمانها را دوباره از نو آغاز کنیم، باید عشق و محبت را در دلهایی که خسته شدهاند، زنده کنیم و تأثیر تازهای ببخشیم.
غزل سوخته خواهیم از آن مطرب مستداغ دیرینه خود باز ز سر تازه کنیم
هوش مصنوعی: ما از آن نوازنده سرمست غزلی با احساس و داغ دل خود را دوباره زنده و تازه خواهیم کرد.
جگر سوخته را ریش کهن بگشاییمدردها را به همه شهر خبر تازه کنیم
هوش مصنوعی: دل شکسته و رنجیده خود را به زبان بیاوریم و از دردهایمان به همهجا خبر بدهیم.
دوست را درد دل خود به فغان یاد دهیمباغ را ناله مرغان سحر تازه کنیم
هوش مصنوعی: به دوستی که داریم، احساسات و مشکلات خود را بگوییم و با این کار، روحیهاش را تازه کنیم. همچنین، صدای ضجه و ناله پرندگان در صبحگاه را بشنویم و از آن بهره ببریم تا حس و حال باغ را بهبود بخشیم.
باده نوشیم بران روی و پیاله هر دمگر به نیمی رسد از خون جگر تازه کنیم
هوش مصنوعی: ما در کنار آن چهره زیبای تو شراب مینوشیم و هر زمان که پیالهام به نیمه برسد، دوباره با خون دل تازهاش میکنیم.
مست و لایعقل با دوست به بازار شویمقصه عشق به هر کوچه و در تازه کنیم
هوش مصنوعی: ما با حالتی شاد و بیخیال به همراه دوستمان به بازار میرویم و داستان عشق را در هر گوشه و خیابانی تازه و زنده میکنیم.
چون خورده باده، لبش پاک کنیم از دامنوز سر آلودگی دامن تر تازه کنیم
هوش مصنوعی: وقتی که نوشیدنی نوشیده، باید لبش را از کثیفی پاک کنیم و دامنش را از آلودگی تمیز کنیم.
امشب آن است که افسانه هجران گوییمور ترا خواب برد، بار دگر تازه کنیم
هوش مصنوعی: امشب فرصتی است تا درباره داستان دوری و فراق صحبت کنیم، و اگر تو خوابت ببرد، دوباره احساسات جدیدی را با هم تجربه کنیم.
زنده داریم از این پس شب، اگر عمر شودپس دعای شه جمشید گهر تازه کنیم
هوش مصنوعی: از این پس شبها را زنده خواهیم کرد، اگر عمر به ما اجازه دهد پس دعای شاه جمشید را تازه میکنیم.
زلف آشفته از آن روی به یک سوی نهیمجان آزرده خسرو به نظر تازه کنیم
هوش مصنوعی: موهای آشفتهات را به یک سمت میزنیم تا بندهی دلدردیده تو دوباره جان تازهای بگیرد.