شمارهٔ ۱۳۸۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تصمیم خود برای شکستن توبه و بازگشت به دنیای عشق و میگساری سخن میگوید. او به ساقی اشاره میکند و از شراب طلب میکند و توبهاش را به خاطر زیبایی و جذابیت ساقی میشکند. شاعر خود را عاشق معرفی میکند و میگوید که دلش در این راه خونین شده است. او به شباهت خود با یوسف اشاره میکند و از احوال خود میپرسد. احساسات او درباره عشق و عذابهای روحیاش را بیان میکند و در نهایت به نسبت عشق با زندگی و مرگ اشاره میکند و میگوید که تحمل بار عشق را بر عهده میگیرد، حتی اگر این باعث زحمتش شود. شاعر در انتها با اشاره به بلبل و گل، دلتنگی و درد عاشقانهاش را ابراز میکند.
توبه دیرینه را می بشکنمساقیا، در ده شراب روشنم
هوش مصنوعی: ای ساقی، من عهد قدیمی خود را میشکنم و در میخانه، شراب روشنی را خواستارم.
ساقیم، گر چون تو بت رویی بودتوبه چبود، مهر ایمان بشکنم
هوش مصنوعی: من اگر در برابر تو، که اینقدر زیبا و دلربا هستی، به اشتباه بروم، توبهام چه فایدهای خواهد داشت؟ من ایمانم را زیر سؤال میبرم.
وقتی آید عاشق از مستی خویشآنکه زان می مست میرد، آن منم
هوش مصنوعی: وقتی عاشق از حال و هوای خود بیرون میآید و به خود میآید، آن کسی که به خاطر عشق و شوق این مستی را تجربه کرده، خود من هستم.
دامنم از گریه خون آلود چیست؟من که با یوسف، به یک پیراهنم
هوش مصنوعی: چرا باید از گریه و اندوه خود بگویم؟ من که با یوسف، تنها در یک پیراهن مشترک هستم.
پرسیم «کاندر چه حالی، بازگوی؟»اینک از اقبال تو جان می کنم
هوش مصنوعی: میپرسیم که در چه وضعیتی هستی، لطفاً بگو. حالا من به خاطر تو جان میدهم.
هر نفس آهی کشم، وز روز بدروزگار خویش را آتش زنم
هوش مصنوعی: هر لحظه که نفس میکشم، به خاطر روزهای سخت و تلخی که گذراندهام، احساس آتش بر وجودم میکنم.
زندگی و مردن من چون ز تستتهمت جان چیست، باری بر تنم؟
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ من از تو ناشی میشود. اگر به من نسبت اتهام میزنی، چه معنایی دارد که میگویی این بار سنگینی بر جسم من است؟
بار عشقت بس پذیرم منتیبار سر گر کم کنی از گردنم
هوش مصنوعی: بار عشق تو را با تمام وجود تحمل میکنم، هرچند اگر بخواهی، میتوانی این سنگینی را از دوشم برداری.
گفت خسرو سوزشی دارد، از آنکبلبل دامم، نه مرغ گلشنم
هوش مصنوعی: خسرو گفت که دلش از یک درد میسوزد، زیرا که او یک بلبل اسیر است و نه یک پرنده آزاد در گلستان.