شمارهٔ ۱۴۵۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از قدرت خود برای دور کردن نگاهها و جذابیتهای دیگران سخن میگوید. او در عین حال به زیباییها و محبوبیت فرد خاصی اشاره میکند که نمیتواند از آن چشمپوشی کند. شاعر احساس میکند که تحت تاثیر عشق و جذابیت این شخص، نسبت به دیگران بیتوجه شده و نمیتواند به خوبیهای آنها توجهی کند. او در نهایت ابراز میکند که حتی اگر بتواند شرایط را تغییر دهد، از لحاظ عاطفی گرفتار این عشق شده است و نمیتواند به سادهگی از آن دل بکند.
توانم از همه خوبان نظر بگردانممجال نیست کزان خوش پسر بگردانم
هوش مصنوعی: من میتوانم از همه زیباییها و خوبیها روی برگردانم، اما نمیتوانم از آن پسر خوشظاهر رو بگردانم.
خوش آن زمان که به بویش نهفته می نگرمچو سوی من نگرد، پس نظر بگردانم
هوش مصنوعی: خوشحالم وقتی که بوی او را استشمام میکنم، حتی اگر نگاهش به سمت من نباشد، من هم نگاه خود را به سمت دیگر میچرخانم.
مرا به بند مؤذن زبون کند هر روزچنانکه آب در این چشم تر بگردانم
هوش مصنوعی: هر روز مؤذن با صدای خود مرا به بند میکشاند، مانند آبی که در این چشم گریان میچرخد.
چنان ز دست تو مسکین شدم که خوبان رااگر به راه ببینم، گذر بگردانم
هوش مصنوعی: من به خاطر تو به حدی بیچاره و درمانده شدم که اگر خوبان را در مسیر خود ببینم، بیدرنگ از آنها دور میشوم.
کمر چه بندی، بگذار تا به گرد میانتدو دست خویش به جای کمر بگردانم
هوش مصنوعی: بگذار کمربندت را باز کنم تا به جای بند کمر، دستانم را دور بدنت بپیچم.
توانم این که مگس از شکر برانم، لیکز دل مگس به چسان از شکر بگردانم
هوش مصنوعی: من میتوانم مگس را از روی شکر دور کنم، اما نمیدانم چگونه میتوانم محبت و احساس او را از دلش ببرم.
ز رشک سوخته شد، خسرو، ار بود دستمز زلف تو ره باد سحر بگردانم
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت، خسرو سوخته است. اگر دست من به موهای تو میرسید، میتوانستم در صبح زود، باد را به سمت تو بگردانم.