شمارهٔ ۱۴۵۴
هوش مصنوعی: شاعر به عشق و دلدادگیاش اشاره میکند و احساساتی عمیق را نسبت به معشوق ابراز میکند. او از زیباییهای معشوق سخن میگوید و بیان میکند که چقدر دوست دارد به پای او بوسه بزند و حتی غبار کوی او را با خود همراه کند. اشعار او پر از حسرت و اندوه است، بهویژه وقتی به یاد معشوق میافتد و از دلشوره و بیتابیاش سخن میگوید. او همچنین به تمایلش برای نشان دادن عشقش به معشوق اشاره میکند و میگوید که چگونه هر لحظه در آرزوی او است.
رخی که بر کف پای تو سیم تن مالمدریغم آید، اگر بر گل و سمن مالم
هوش مصنوعی: به زیبایی و جذابیت تو که بر پای تو قرار دارد، اگرچه دل من برای این که بر گل و گیاه نرم بمالم، درد میکند.
در آن شبی که کنم گشت کوی تو همه روزدو دیده را به کف پای خویشتن مالم
هوش مصنوعی: در شبی که به دنبالت میروم و به یاد تو هستم، تمام روزها به پاهای خودم نگاه میکنم و آنها را میمالم.
گرم به راه سنان روید از هوای رختبه زیر پای چو نسرین و نسترن مالم
هوش مصنوعی: اگر در مسیر تو دمی از عشق تو بگذرم، زیر پایم مانند گلهای نسرین و نسترن خواهم مالید.
به یاد تو همه شب خون خورم، چو روز شودز بیم سنگدلان خاک بر دهن مالم
هوش مصنوعی: به یاد تو هر شب غم و اندوه میخورم، اما وقتی روز میشود، به خاطر ترس از افراد بیاحساس، خاک را بر دهانم میمالم.
غبار کوی تو با خویشتن برم در خاکعبیر رحمت جاوید بر کفن مالم
هوش مصنوعی: غبار راه تو را با خود به دوش میکشم و این خاک عطرآگین رحمت ابدی را بر کفنم میپاشم.
چو بهر یوسف خود نیست گریه ام، تا چندز دیده خون دروغین به پیرهن مالم!
هوش مصنوعی: وقتی برای یوسف خودم نمیگریم، تا چه زمانی باید از چشمانم اشکهای دروغین بر روی پیراهنم بریزم؟
مگر رسد رخ خسرو به پاش، هر دم رخبه صد نیاز ته پای مرد و زن مالم!
هوش مصنوعی: اگر چهرهٔ پادشاه به من برسد، هر لحظه با نیاز و احترام به پای او فرود میآیم، مرد و زن را زیر پا میفشارم!