شمارهٔ ۱۴۵۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر بیان میکند که از محبت و یاد دوست خوشحال است و حتی اگر به او آسیب برسد، به خاطر عشق او راضی است. او تأکید میکند که اگرچه ممکن است درد و رنج را تحمل کند، اما همیشه به یاد دوست و وصل او خواهد بود. شاعر همچنین به بازگشت عشق و حیات اشاره میکند و از دوست میخواهد که او را از محبت خود محروم نکند. او در پایان به دل شکستهاش اشاره میکند و میخواهد از غمها رها شود و به محبت و نزدیکی با دوست برسد.
چو من ز دوست به داغ درونه خرسندمنه دوستی بود، ار دل به همرهی بندم
هوش مصنوعی: من از اینکه به خاطر دوستی با او داغ عشق را تحمل میکنم خوشحالم، اما اگر دل به همراهی کسی دیگر بسپارم، دیگر دوستی وجود نخواهد داشت.
اگر به تیغ ببرند بند بند مراتو ذکر وصل خودم کن که باز پیوندم
هوش مصنوعی: اگر مرا تکهتکه کنند، تو در یاد خود پیوند ما را فراموش نکن و همیشه به خاطر داشته باش که دوباره به هم میپیوندیم.
چو مو که برکنی و باز روید، آن غم تستکه باز رست به دل هر پیش که برکندم
هوش مصنوعی: اگر غمی را از دل خود دور کنی، مانند مویی که از سر کنده میشود و دوباره رشد میکند، آن غم دوباره برمیگردد و در دل تو میماند.
هزار کوه غم ار بر دلم نهی، بکشمغبار خنگ تو بر دامن تو بربندم
هوش مصنوعی: اگر چه بار سنگین غم بر دلم بیفتد، من همچنان با عشق و محبت به تو میاندیشم و غبار ناهنجاریها را از وجودت دور میکنم.
ز بهر کشتن خویشش حیات خواهم و بساگر حیات دهد بعد ازین خداوندم
هوش مصنوعی: برای از بین بردن خودم تنها زندگی میخواهم و بس. اگر خداوند بعد از این به من زندگی دهد.
رو مدار که از دیدنت شوم محرومچنین که من به جمال تو آرزومندم
هوش مصنوعی: نمیتوانم تحمل کنم که از دیدارت دور بمانم، زیرا چنان به زیبایی تو علاقهمندم.
دل شکسته خسرو تهی کنم یک بارشوند محرم اگر دل شکسته ای چندم
هوش مصنوعی: دل شکسته خسرو را یک بار تهی کنم، تا اگر چند دل شکسته دیگر هم باشد، همگی با هم محرم شوند.