شمارهٔ ۱۴۸۵
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت به زندگی در لحظه و لذت بردن از آن اشاره دارد. شاعر با بیان این که زندگی کوتاه است و فردا ممکن است وجود نداشته باشد، از همنشینی و دوستی با دیگران در همین لحظه سخن میگوید. او تأکید میکند که باید از زیباییهای زندگی مثل گل و می بهرهمند شویم و به جای نگرانی از آینده، در کنار یکدیگر باشدیم. در نهایت، شاعر تأکید دارد که تنها بودن بهتر است تا با دیگران از هم دور باشیم، و امیدوار است که در نهایت در کنار دوستانمان زندگی کنیم تا در این دنیای فانی، لذت و خوشی را تجربه کنیم.
بیا تا بی گل و صهبا نباشیمکه گل باشد بسی و ما نباشیم
هوش مصنوعی: بیا تا پیش از اینکه در میان گل و شراب نباشیم، با هم باشیم، چرا که ممکن است گلها خیلی زیاد باشد و ما در آن میان حضور نداشته باشیم.
ز گل نازک تریم و چند گاهیبه جز زیر گل و خارا نباشیم
هوش مصنوعی: ما از گل نرمتر و لطیفتر هستیم و گاهی بیشتر از این که در میان بلور و سنگ باشیم، به زیر سایهٔ گل پناه میبریم.
بیا، یارا و با ما باش امروزچو می دانی که ما فردا نباشیم
هوش مصنوعی: بیایید امروز کنار هم باشیم، زیرا ممکن است فردا ما در کنار هم نباشیم.
چو تنها بودنی، باید، همان بهکه از هم صحبتان تنها نباشیم
هوش مصنوعی: وقتی که تنها هستیم، بهتر است که در کنار ما افرادی باشند که با ما صحبت میکنند و تنها نباشیم.
چو نگذارند یک جا دوستان راچرا با دوستان یک جا نباشیم؟
هوش مصنوعی: اگر دوستان را کنار هم نگذارند، چرا خودمان هم با آنها در یک مکان نباشیم؟
چو زیر پای می باید شدن خاکچرا چون خاک زیر پا نباشیم
هوش مصنوعی: اگر قرار است که مانند خاک زیر پا باشیم و در این دنیا متواضع و بیاهمیت شویم، چرا باید به خود و جایگاهمان اهمیت دهیم؟
چو بودن نیست، خسرو، جز دو روزیدو روزی نیز بگذر تا نباشیم
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند یک خواب کوتاه است و در حقیقت تنها چند روز بیشتر نیست. بنابراین، بهتر است این روزها را بگذرانیم و از آنها لذت ببریم تا زمانی که دیگر نباشیم.