شمارهٔ ۱۴۹۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مشکلات ناشی از آن است. شاعر به یاری که به او وفا نکرده و به او جفا کرده، اشاره میکند و از دردهای ناشی از این عشق غمگین است. او از دست دادن هوش و صبرش در پی این عشق میگوید و از حسرت زمانی که دلش را به کسی داده، ابراز نگرانی میکند. شاعر از زیباییهایی که در چهره معشوق دیده، یاد میکند ولی در عین حال، دعاهایی برای حفظ خود از چشمبدی و غمها انجام میدهد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق همواره دشوار و پر از چالش است و در پی آن است که تجربههای عاشقانهاش را مرور کند.
عاشق شدم، با یار بدعهد وغا کردمزان شوخ جفا دیدم، هر چند وفا کردم
هوش مصنوعی: عاشق شدم و با کسی که وفادار نبود به دردسر افتادم. از آن معشوقهی نازکدل ستمهایی دیدم، هرچند که من به او وفا کردم.
یارب، چه شد آن پر فن، دل را که ستد از منمن هوش که را دادم، من صبر کجا کردم؟
هوش مصنوعی: ای خدا، چه شد آن کسی که با لطف و زیباییاش قلبم را گرفت؟ من که هوش و حواسم را به او دادم، حالا صبر و شکیباییام کجا رفته است؟
مطرب غزلی تر زد، درد کهنم نو شدمعذور بدم، جانا، گر جامه قبا کردم
هوش مصنوعی: خوانندهی جشن، شعری تازه و زیبا خواند؛ دردهای قدیمیام دوباره زنده شد. گناه من چیست، ای محبوب، اگر در این حال، لباس زیبایی پوشیدم؟
یک چند ز هر سودا باز آمده بود این دلناگاه ترا دیدم، بر خویش بلا کردم
هوش مصنوعی: مدتی است که دل من درگیر افکار و آرزوهای مختلف بوده، اما ناگهان تو را دیدم و از روی عشق و شوق به خودم آسیب زدم.
دی روی نکویت را اندک ترکی دیدملیک از پی چشم بد بسیار دعا کردم
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو را اندکی دیدم، اما به خاطر چشم زخمها خیلی دعا کردم.
گفتم که «مگر چندی ایمن زیم از غمها»دل دور نشد از تو، هر چند جدا کردم
هوش مصنوعی: گفتم که آیا میتوان مدت زیادی بدون نگرانی و غم زندگی کرد؟ اما دل من هرگز از تو دور نشده، حتی اگر فیزیکی هم از هم جدا باشیم.
بر هر صنمی رفتم، در هر پسری دیدمننشست کسی در دل چندانش که جا کردم
هوش مصنوعی: من در هر جمع و هر گروهی که بودم، هیچکس را ندیدم که به دلش به اندازهای که من جا کردهام، دیگران را در دل خود جا دهد.
تا بار دگر خسرو دل بر پسران ننهددر کشمکش عشقت نیکوش سزا کردم
هوش مصنوعی: به یاد آور که خسرو دیگر به جوانان توجه نکند، زیرا درگیر عشق تو شدهام و به خوبی سزاوار این درد و زحمت هستم.