شمارهٔ ۱۵۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای طبیعت و عشق اشاره میکند. او از معشوق خود میخواهد که با نمایاندن چهرهاش جاذبهای خاص به شب و گلها ببخشد. شاعر در جستجوی لذت و شادی است و از معشوق میخواهد که به او نوشیدنیای دهد تا از غم و اندوه رهایی یابد. او همچنین از عشق و بادهنوشی با دیگران پرهیز میکند و بهدنبال لحظات خوشگذرانی و دلخوشی است. در نهایت، شاعر به انتقاد از وضع موجود و نادرستیهای زندگی میپردازد و بر این باور است که باید از فرصتهای موجود بهرهبرداری کرد.
شبی بخرام و مه را کار بشکنرخی بنما و گل را بار بشکن
هوش مصنوعی: یک شب زیبایی و جذابیتی از خود نشان بده، چهرهات را به نمایش بگذار و گلها را با حضور خود زنده کن.
ز سر جوش دلم برگیر جامیخمار نرگس بیمار بشکن
هوش مصنوعی: از شدت شوق و هیجان دلم، یک جام پر از شراب بگیر و به شکستن جامی برای نرگس بیمار بپرداز.
مخور با مردمان عشق بادهسفالش بر سر اغیار بشکن
هوش مصنوعی: با مردم عشق و محبت نداشته باش و در میان دیگران، به کارهای نابخردانه و بیفکری دست نزن.
صبوحی کرده از مجلس برون آیبتان را چاشت گه بازار بشکن
هوش مصنوعی: پس از نوشیدن شراب، از مجلس بیرون بیا و بتان را در وقت صبحانه در بازار ببین و بشکن.
سرم نطع است پایی کوب، ای مستدماغ عقل دعوی دار بشکن
هوش مصنوعی: سرم در حالتی است که مانند نطع (مکانی که تاس پیشانی گذاشته میشود) است و من با پاهایم بر آن میکوبم. ای کسی که تحت تأثیر قرار گرفتهای، عقیدهات را به رخ نکش و آن را بشکن.
جهان می کشی هر روز، بنشینیک امروز از پی من کار بشکن
هوش مصنوعی: هر روز به دنیا مشغول هستی و سختیها را به دوش میکشی، حالا یک بار درنگ کن و به من بپیوند و کارهای خود را رها کن.
خط مشکین یار، ای گل، نه سهل استورق، کانجا رسی، زنهار بشکن
هوش مصنوعی: خط زیبا و دلکش محبوب من، ای گل، کار آسانی نیست. اگر به اینجا رسیدی، مراقب باش و با احتیاط عمل کن.
بر آن دامن نخواهم خون خود نیزقبا را عطف خونین وار بشکن
هوش مصنوعی: من حاضر نیستم که دامان خود را به خاطر این لباس آلوده کنم و خون خود را بر روی آن بریزم.
دل خسرو شکستی، وه که گفته ستکه مهر حقه اسرار بشکن
هوش مصنوعی: دل شاه را شکستند، وای بر آن کسی که گفته رازهای عشق را زیر پا بگذارید.