شمارهٔ ۱۵۳۹
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر از خمار و مستی خود صحبت میکند و میگوید که هر لحظه به یاد عشقش میافتد. او از دشمنیها و طعنههای اطرافیان میگوید و درد دلش را با کسی در میان نمیگذارد. در این شعر، شاعر به ناامیدی و عذاب روحی خود اشاره میکند و به دنبال آرامش و رهایی از درد عاطفیاش است. وی از معشوقش میخواهد که اگر قرار است او را بکشد، حداقل به خاطر یک کلمه او را شرمسار کند. در نهایت، شاعر به شدت درگیر احساساتش است و به یاد معشوقش، از دردها و غمهای خود میگوید.
هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتنهر بیدلی آمد به خود، من بر قرار خویشتن
هوش مصنوعی: هر جایی که دور هم جمع میشوند و شراب میخورند، من در سرمستی و حال خودم غرق هستم. هر کسی که در حالت ناامیدی به خود میآید، من کماکان در آرامش و ثبات خودم باقیام.
زین سوی جور دشمنان، زانسوی طعن دوستانخلقی به طعن و گفتگو، عاشق به کار خویشتن
هوش مصنوعی: در یک طرف ظلم و ستم دشمنان و در طرف دیگر، زخم زبان و انتقادات دوستان وجود دارد. اما با وجود این موارد، عاشق همچنان در پی کار و آرزوهای خود است.
ای پندگو، هر دم دگر چه آتشم در می زنیمن خود به جان درمانده ام با روزگار خویشتن
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، چرا هر لحظه آتش تازهای در من میافروزی؟ من خود با مشکلات زندگیام به شدت دست و پنجه نرم میکنم.
جانا، چو خواهی کشتنم در آرزوی یک سخنباری به دشنامی مرا کن شرمسار خویشتن
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر قصد داری مرا به خاطر آرزوی یک حرف بکشانی، حداقل با یک ناسزا مرا شرمنده خودت کن.
می دانی آخر مردنم عمدا، چه می گویی سخن؟درمانده ای را کشته گیر از انتظار خویشتن
هوش مصنوعی: می دانی که من به عمد به سمت مرگ میروم، پس چه حرفی میزنی؟ کسی که در انتظار خود درمانده شده، میخواهد از این وضعیت رهایی یابد.
تو در درون جان و من هر دم در اندوه دگریارب که چون پاره کنم جان فگار خویشتن
هوش مصنوعی: تو در عمق وجود منی و من هر لحظه در غم دیگری به سر میبرم. ای خدا! چطور میتوانم جان داغدیده خود را از هم بگسلم؟
گر در خمار آن می ای کز کشتن عاشق چکداین خون خود کردم بحل، بشکن خمار خویشتن
هوش مصنوعی: اگر در تأثیر آن می باشی که باعث کشته شدن عاشق میشود، من برای رهایی از این درد خون خود را ریختم. پس خمار خودت را بشکن و خود را آزاد کن.
برداشتم ره در عدم، بگذاشتم دل در برتگه گه مگر یادآوری از یادگار خویشتن
هوش مصنوعی: من در بیخبری حرکت کردم و دلم را در آغوشت گذاشتم، امید که گاهی یاد من را ز خاطرهام زنده کنی.
خود غمزه بر خسرو زنی، بر دیگران تهمت نهیمانا به فتراک کسان بندی شکار خویشتن
هوش مصنوعی: تو با ناز و عشوه بر شاه خود مینگری و به دیگران تهمت میزنی، در حالی که خودت در دام عشق گرفتار شدهای.