شمارهٔ ۱۵۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یوه نگار نازنین میپردازد که همچون طاووسی زیبا از باغی بهشتی خارج شده است. شاعر با توصیف قامت و چهرهی او، او را به شکاف بهار و سرو راستین تشبیه میکند. همچنین، بیان میکند که زیبایی او فراتر از آن چیزی است که ما میبینیم و حتی تار موی او نیز خود زیبایی خاصی دارد. شاعر خواستار این است که معشوقش او را درون خود ببیند و اشاره میکند که زیبایی چهرهاش در کلامش نیز منعکس است. به خصوص، ذکر شده است که دیدن انگشتر لعل او نیز باعث شگفتی و زیبایی بیشتر میشود.
دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برونهمچو طاووسی که از خلد برین آمد برون
هوش مصنوعی: دیشب، محبوب زیبا و دلربا مانند طاووسی که از بهشت خارج شده، به بیرون آمد و من را مسحور کرد.
قامت زیبا و رویی چون بهار آراستهراستی گویی که سرو راستین آمد برون
هوش مصنوعی: شخصی با قامت زیبا و چهرهای دلنشین مانند بهار، واقعاً مانند سروی است که به طور راست و استوار ایستاده است.
او میان مطلق ندارد، این که می بینیم چیست؟تار مویی کز دو زلف عنبرین آمد برون
هوش مصنوعی: او هیچ گونه مطلقی ندارد، این چیزی که ما میبینیم چیست؟ مانند تار مویی است که از دو زلف خوشبو و زیبا بیرون آمده است.
نازنینا، تا میان خویش بنمایی مراز انتظام دیده باریک بین آمد برون
هوش مصنوعی: عزیزم، وقتی که تو به من نگاه کنی و خودت را نشان بدهی، من از دقت نگاه تو به خارج از دل خودم میآیم.
چون سخن می گویی، از روی تو می گوید سخنصورتی کز خامه نقاش چین آمد برون
هوش مصنوعی: وقتی صحبت میکنی، حرفهایت چنان جذاب و زیبا هستند که گویی از روی چهرهات الهام گرفته شدهاند، مانند تصویری که یک نقاش ماهر از چین ترسیم کرده باشد.
تا بدید انگشترین لعل تو، خسرو، پدیددیده را آب از لب انگشترین آمد برون
هوش مصنوعی: هنگامی که خسرو انگشتر لعل تو را دید، آب از چشمانش به خاطر زیبایی آن روان شد.