شمارهٔ ۱۵۵۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوهای عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر در این اشعار به شدت از نبود معشوق و درد جدایی رنج میبرد و تأثیر وجود او بر زندگیاش را بیان میکند. او میگوید که نام معشوقش برایش سنگین و یاد او فراموشنشدنی است. عشق او به قدری عمیق است که حتی اگر از غمش بمیرد، تنها در خیالش خوشی مییابد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و احساسات شدید، نشان میدهد که عشق و غم معشوق برایش بسیار گرانبها و سنگین هستند. او همچنین بر تنگنای عاشقی و اثرات عشق بر روح و جان خود تأکید میکند. در نهایت، شاعر به تلخی پند دوستان اشاره میکند که زبان به نصیحت گشودهاند، اما او به خوبی میداند که در عشق حقیقی نمیتواند سختیها را نادیده بگیرد.
نام گل بردن به پیشت بر زبان آید گراندم زدن بی یاد رویت از دهان آید گران
هوش مصنوعی: وقتی نام گل را به زبان میآورم، برایم دشوار است و این قبیل صحبتها به یاد تو نمیافتد. یاد تو بر زبان آوردن برایم سخت و سنگین است.
در ترازوی دل ار سنجم ترا با جان خویشاز لطافت تو سبک آیی و جان آید گران
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تو را با دل خود وزن کنم، میبینم که به خاطر نازکی و لطافت وجودت، وزن تو خیلی کم است، اما جان من به خاطر عشق و اهمیت تو سنگینتر میشود.
ابرویت در سینه ام بنشست و می لرزم ز بیمکاین چنین توزی بر آن زیبا کمان آید گران
هوش مصنوعی: ابرویت در دل من جا گرفته و من به خاطر ترسی که از زیبا بودنت دارم، میلرزم از اینکه تو با آن کمان زیبایت، باز هم به من نزدیک شوی.
گر بمیرم از غمت، روزی ندارم غم، جز آنکبر چنان خاک عزیزان استخوان آید گران
هوش مصنوعی: اگر از غم تو بمیرم، دیگر روزی برایم غم نخواهد بود، مگر اینکه بر خاک عزیزانی که در دل دارم، استخوانی سنگین آید.
گر خیالت برد جانم بر زبان نآرم، از آنکمنت کم همتان برمیهمان آید گران
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو باشم و جانم را بگیری، اما آن را نمیگویم، زیرا این کار باعث میشود که دیگران هم برای مهمان ما سنگین بیافتند.
آن گرانی دارم از غمهات با این لاغریسایه او بر زمین و آسمان آید گران
هوش مصنوعی: غمها و نگرانیهایی که دارم، حتی با وجود اینکه سایهاش در زمین و آسمان به شدت سنگین و قابل لمس است، به وضوح به من فشار میآورد.
تنگ نآید عاشق، ار صد جور از جانان رسدگر بریزد ابر کی بر ناودان آید گران؟
هوش مصنوعی: عاشق هرگز از مشکلات و سختیهایی که از محبوبش به او میرسد، ناراحت نمیشود. مثل این که اگر باران بر روی ناودان بریزد، هیچ وقت وزن آن به زمین نمیافتد.
گر چه موری گشتم از خواری گرانم بر همهبوالعجب موری که بر جمله جهان آید گران
هوش مصنوعی: هرچند که من از ذلت و حقارت به مانند یک مورچه شدهام، اما بر همه آن دسته از انسانهای شگفتانگیز و بزرگوار سنگینی میکنم؛ یعنی همانطور که یک مورچه به همه جهان میآید و در نظر دیگران کوچک به نظر میرسد، اما از نظر من بزرگ است.
گر چه پند دوستان تلخ است، ای خسرو، نکوستکز طبیبان کن مکن بر ناتوان آید گران
هوش مصنوعی: هرچند نصیحتهای دوستان گاهی تلخ و ناگوار به نظر میرسد، ای شاه، اما خوب است، چرا که از پزشکان انتظار نمیرود به ناتوانان درمانی دهند که برای آنها سنگین و دشوار باشد.