شمارهٔ ۱۵۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شخصی بیوفا و ناپایدار خطاب میکند و از او میخواهد که اگر وفاداری ندارد، حداقل بیرحمی نکند. او از جفاکاری و آزار مردم بر حذر میدارد و به او میگوید که توجه به درد دیگران و عدم حمایت از مؤمنان در برابر کافران، بد است. همچنین به زیباییهای ظاهری اشاره میکند و به نیکویی نفسی و محبت دلها تأکید مینماید. شاعر به حکمت و عقل اشاره کرده و از او میخواهد که در خواب و خیال دیوانهوار، پند ندهد و از بیاحترامی به اخلاق انسانی پرهیز کند. بهطور کلی، این شعر نگاهی انتقادی به وفاداری و انسانیت دارد و خواننده را به تفکر در مورد رفتارهای ناپسند دعوت میکند.
بی وفا یارا، چنین هم بی وفاداری مکنگر وفایی نیستت، باری جفاکاری مکن
هوش مصنوعی: ای دوست بی وفا، اگر وفایی در دل نداری، دست کم بیشتر از این بی وفایی نکن و به من ظلم نکن.
چند گویی کز جفا کردن دلت را خون کنمهر چه خواهی کن، همین از بنده بیزاری مکن
هوش مصنوعی: چند بار باید بگویم که اگر بخواهی به من آسیب بزنی و دلم را بشکنی، میپذیرم، اما لطفاً از نفرت و بیزاری نسبت به من دست بردار.
بر نیفتاد آخر از عالم نشان مردمیشرم دار از مردمان و مردم آزاری مکن
هوش مصنوعی: نشان نیکی و رفتار خوب انسانها از بین نرفته، پس با دیگران با احترام و محبت رفتار کن و موجب آزار آنها نشو.
چشم را دل می دهی در کشتن ما بی گنهکافران را در قصاص مؤمنان یاری مکن
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که با نگاه خود، دل را میفریبی و باعث میشوی که بیگناهان به ناحق کشته شوند. در این مورد، از یاری کردن به کسانی که در انتقام از مؤمنان به بیگناهان آسیب میزنند، خودداری کن.
آیت حسنی و رویت هدیه دلها بس استبر لب شنگرف فام این رنگ زنگاری مکن
هوش مصنوعی: زیبایی چهره تو و حضور دلنشینت برای دلها کافی است. لطفاً در رنگ قرمز لبهایت، هیچگونه کدری و کدرشدنی را نپذیر.
در خیالش بیهشم، چه جای پند است، ای حکیمخواب دیوانه ست، تعبیری به هشیاری مکن
هوش مصنوعی: در خیال او به شدت سرمستم و به همین خاطر نیازی به نصیحت نیست. ای حکیم، خواب دیوانهوار است و نباید به آن تأویلی که نشاندهنده هشیاری باشد، بدهی.
خسروا، با او به عزت جان برابر می نهیهم بدان عزت که باد او را بدین خواری مکن
هوش مصنوعی: ای خسرو، تو با او به شدت و عزت زندگی میکنی، همان گونه که او به خاطر این عزت، به تو خوار نمیشود.