شمارهٔ ۱۵۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از باد میخواهد که بوی یار او را به محبوبش برساند و در دلش دردمندی از جدایی را بیان میکند. او از باد میخواهد که اگر به یار او نزدیک شد، پیامی از طرف او بگوید و دعا کند. شاعر خواهان این است که عشقش را از دلش به محبوبش برساند و از آلام خود بگوید. او از درد جدایی رنج میبرد و میخواهد که این درد به محبوبش منتقل شود. در انتها، درخواست میکند که آرزوهای برآورده نشدهاش به او برسد. شعر به احساسات عمیق عشق و longing برای وصال میپردازد.
ای باد، بوی یار بدین مبتلا رساندر چشم من ز خاک درش توتیا رسان
هوش مصنوعی: ای باد، لطفاً بوی محبوبم را به من برسان و از خاک درِ خانهاش برایم داروی بینایی بیاور.
گر هیچ از آن طرف گذری افتدت ز منخدمت بر و سلام بگوی و دعا رسان
هوش مصنوعی: اگر به آن سمت عبوری داشته باشی، از من خواهش دارم که برایم سلام و دعا کنی.
یک تار بهر پرسش من زان قبا بکشتشریف پادشاه به پشت گدا رسان
هوش مصنوعی: یک تار از آن لباس زیبا را به خاطر سوال من بکش و نشان بده، تا اینکه مقام و رتبه پادشاه را به پشت گدا برسانی.
آن دل که برده ای ز من ار نیستت قبولبازآر و هم به سینه این مبتلا رسان
هوش مصنوعی: اگر دل من را از من گرفتی و تو را نمیپذیرد، دوباره برگرد و این حس را که به من دادی، به سینهام بازگردان.
جانی خراب دارم و وردست نام اواین درد را گرفته به نزد دوا رسان
هوش مصنوعی: من روحی آشفته و بیمار دارم و فقط نام او را به زبان میآورم، این درد مرا به جایی رسانده که به دنبال درمان باشم.
گفتی که ناله تو به یار تو می رسدآنجا که ناله می رسد، آنجا مرا رسان
هوش مصنوعی: تو گفتی که صدای نالهات به محبوبت میرسد. پس من نیز میخواهم به جایی برسم که صدای نالهام به آنجا برسد.
از دیده غرق آب شدم، مردمی بکناین آب را نهفته بدان آشنا رسان
هوش مصنوعی: از چشمم اشک زیادی ریخته شده است، مردم را وادار کن تا این اشکها را مخفی کنند و به آن کسی که میشناسم برسانند.
ما چون نمی رسیم بدان آرزوی دلیارب، تو آرزوی دل ما به ما رسان
هوش مصنوعی: ما که به آرزوی دل خود نمیرسیم، ای خداوند، تو آرزوهای ما را به ما برسان.
خسرو که از فراق خیالی شد، ای صبااز جاش در ربا و بدان دلربا رسان
هوش مصنوعی: خسرو به خاطر دوری از معشوقش دچار حالت پریشانی و غم شده است. ای نسیم، تو از جایت برو و پیام او را به آن دلربا برسان.