شمارهٔ ۱۵۹۲
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که فکر کردن به زیباییهای او اشتباه است. او میگوید که بازگشت به دشمن به خاطر دوستی خطاست و نباید این کار را انجام داد. شاعر از درد و رنجی که از تیر غمزه معشوق میکشد، صحبت میکند و اینکه جانهای گرانبها برای عشق او کافی نیست. در نهایت، او بر احساس عمیق و عدم تحملی که از فقدان عشقش دارد، تأکید میکند و میگوید که مانند مگس، طاقت صبر در برابر شیرینی عشق را ندارد.
صواب نیست به تو فکر حور عین کردنخطاست نسبت زلفت به مشک چین کردن
هوش مصنوعی: تفکر در مورد زیباییهای بهشتی برای تو درست نیست و این که موهای تو را با مشک مقایسه کنیم، اشتباه است.
برای خاطر دشمن ز دوست برگشتیروا نباشد با دوستان چنین کردن
هوش مصنوعی: به خاطر دشمن، نباید به دوستان خود بیمحلی کنی؛ این کار ناپسند است.
شکاره ای نبرد جان ز تیر غمزه توچه حاجت است به هر جانبی کمین کردن؟
هوش مصنوعی: عزیز من، وقتی نگاه تو مانند تیر زهرآگین به دل مینشیند، نیازی نیست که برای آزار دیگران در کمین بمانی.
هزار جان گرامی هنوز کم باشدفدای خاک ره مرد دوربین کردن
هوش مصنوعی: اگرچه هزار جان با ارزش داشته باشم، اما باز هم کم است که فدای خاک راه مردی شوم که دوربین است و میبیند.
مکن تعجب از این داغ می بر این خرقهبه حشر خواهم از این داغ بر جبین کردن
هوش مصنوعی: از اینکه این نشانهی عشق روی این لباس هست، تعجب نکن. در روز قیامت، با همین علامت بر پیشانیام معرفی خواهیم شد.
ندارد از تو دمی صبر در جهان خسرومگس شکیب ندارد ز انگبین کردن
هوش مصنوعی: در جهان، کسی مانند تو صبر و آرامش ندارد، همانگونه که مگس تحمل شیرینی انگبین را ندارد.