شمارهٔ ۱۵۹۴
هوش مصنوعی: این شعر احساس عمیق محبت و دلتنگی را نسبت به معشوق بیان میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که بدون حضور معشوق، زندگی معنایی ندارد و همه چیز تیره و تار است. او از درد و رنجی که در بیخبری از معشوق متحمل میشود سخن میگوید و میگوید که حتی در سختیها نیز این عشق زیباست. شاعر از عذابی که بر اثر دوری معشوق متحمل میشود، مینالد و به شرایط سختی که عاشق باید به خاطر عشق تحمل کند اشاره میکند. در نهایت، او به حیرتی که عشق به وجود آورده اعتراف میکند و میگوید که عشق و زیبایی معشوق آنقدر عمیق است که هیچ کلامی نمیتواند به درستی آن را توصیف کند.
چنین که بی تو زمان نمی توان بودننه مردمی بود از چشم ما نهان بودن
هوش مصنوعی: بدون تو، زمان به سختی میگذرد، نه اینکه کسی از دیدهام پنهان باشد.
دمی به سوی من آی، ار چه عیب شاهان استبه کنج محنت درویش میهمان بودن
هوش مصنوعی: لحظهای به سوی من بیا، هرچند که نشستن در کنار درویش و تحمل غم و مصیبت، نشانهی ن نگاری و بیاحترامی شاهان به حساب میآید.
ز دیده گوهر و در بر درت فشانم، از آنکنه دوستیست به کوی تو رایگان بودن
هوش مصنوعی: چشمهایم را چون مروارید بر در تو میریزم، چون در کوی تو دوستی نیست، نمیخواهم رایگان بمانم.
صبور بودنم از دیدن رخت گویندچرا ز دیده نباشم، اگر توان بودن؟
هوش مصنوعی: میگویند صبوری من در برابر روی تو به چه دلیل است، وقتی که طاقت دیدن تو را دارم، چرا باید از نظرت دور باشم؟
ز سینه ام نه همانا برون روی همه عمرچنین که خوی شدت در میان جان بودن
هوش مصنوعی: از وجودم همواره چنین برمیآید که خویشتن را در عمق جانم حس کنم و این احساس در تمام عمر با من بوده است.
ملامتت نکنم گر جفا کنی، زیراکرها نمی کندت حسن مهربان بودن
هوش مصنوعی: نمیتوانم تو را سرزنش کنم اگر به من بدی کنی، چون مهربانی و خوب بودن همیشه تو را رها نخواهند کرد.
به بند سخت شدن، در شکنجه جان دادناز آن به است که در بند نیکوان بودن
هوش مصنوعی: به سختی و رنج کشیدن و جان دادن بهتر از این است که در کنار افرادی نیک و خوب نباشی.
طریق بوالهوسان است نی ره عشاقز عشق لاف، پس از فتنه بر کران بودن
هوش مصنوعی: مسیر افرادی که شهوات را دنبال میکنند، با راه عاشقان متفاوت است. عدهای فقط از عشق سخن میزنند و در واقعیت هیچگاه درگیر عمق آن نمیشوند. بنابراین، پس از بروز مشکلات و بحرانها، فهمیدنی برایشان در کار نخواهد بود.
مپرس قصه خسرو، چه جای پرس آن راکه حیرت رخت آموخت بی زبان بودن
هوش مصنوعی: از داستان خسرو نپرس، زیرا تعجبی که از زیبایی تو به وجود آمده، مرا به حدی تحت تاثیر قرار داده که نمیتوانم حرفی بزنم.