شمارهٔ ۱۶۰۲
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دوستانش میگوید که نباید با چهره ترش و نامناسب خود، دیگران را اذیت کنند و باید از سرکهفروشی و آسیب زدن به دیگران پرهیز کنند. او همچنین به زیبایی و زندگی اشاره میکند و میگوید که همه به دنبال آب حیات و زیبایی او هستند. شاعر از محبوبش میخواهد که به او توجه کند و در عین حال هشدار میدهد که او نیز تحت نظر دیگران است. در نهایت، شاعر از محبوبش میخواهد که مانند خسران خود را از دیگران دور نکند و انسانها را با مهربانی ببیند.
روی ترش کرده به یاران مبینسرکه فروشی مکن، ای انگبین
هوش مصنوعی: به دوستانت چهرهی عبوس و ناراحت نشان نده و سعی نکن خودت را به عنوان شخصی که بدخلق است، معرفی کنی.
چاه مزن زیر لب چون سمنرخنه مکن در شکم یاسمین
هوش مصنوعی: زیر لب فریاد نزن و سر و صدا نکن، و در دل گل یاسمین فساد نکن.
روی زمین را تویی آب حیاتتشنه ز تو هر که به روی زمین
هوش مصنوعی: تو آب حیات را بر زمین جاری کردهای و هر کس که بر روی زمین است، از تو تشنهاست.
زلف که شد طوق گلوی تو، کردسلسله در گردن ماء معین
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو مانند طوقی زیبا دور گردنت جا گرفته و همچون رشتهای در گردن آب زلال قرار دارد.
بی گنهی چشم ز ما برمگیربی سببی چهره ز ما در مچین
هوش مصنوعی: چشمپوشی از ما را نکن و بدون دلیل چهرهات را در هم مکش.
لیک از آن چشم کمین می کنیدیده بد نیز ببین در کمین
هوش مصنوعی: اما تو با آن چشم پنهانی که داری، میتوانی بدیها را هم که در کمیناند، مشاهده کنی.
پای برین دیده پر خون منهبیهده در خون و دلم در مشین
هوش مصنوعی: پاهای خود را در خون نگذار و بیهوده در این درد و رنج نمان، زیرا دل من را نیز درگیر مکن.
ای که ز روی تو جهان روشن استآه من سوخته را هم ببین
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر زیباییات، دنیا روشن و نورانی است، حالا نگاهی هم به درد و آه من داشته باش.
خسرو آخر چو سگ از خود مرانچند چو رو به کنیم پوستین
هوش مصنوعی: اگر در پایان کار تو نیز مانند سگی به خودت پشت کنی، چندان حیاتی برایت نخواهد ماند، پس به یاد داشته باش که باید دلسوز و مهربان باشی.