تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۶۰۲

روی ترش کرده به یاران مبینسرکه فروشی مکن، ای انگبین
چاه مزن زیر لب چون سمنرخنه مکن در شکم یاسمین
روی زمین را تویی آب حیاتتشنه ز تو هر که به روی زمین
زلف که شد طوق گلوی تو، کردسلسله در گردن ماء معین
بی گنهی چشم ز ما برمگیربی سببی چهره ز ما در مچین
لیک از آن چشم کمین می کنیدیده بد نیز ببین در کمین
پای برین دیده پر خون منهبیهده در خون و دلم در مشین
ای که ز روی تو جهان روشن استآه من سوخته را هم ببین
خسرو آخر چو سگ از خود مرانچند چو رو به کنیم پوستین