شمارهٔ ۱۶۰۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانکننده درد و فراق عاشقانه است. شاعر با استفاده از تصاویری از غم و اندوه، از حال و روز خود در دوری محبوب سخن میگوید. او به گل نازپرورده خود میگوید که اگر این نوع جدایی ادامه داشته باشد، نسیم عشق او را به سوی معشوق خواهد برد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که رنج و درد او ناشی از جفا و جور محبوب نیست، بلکه بخشی از سرنوشت و تقدیر اوست. در نهایت، او امیدوار است که محبوبش نیز از دردی که او دارد، آگاهی یابد و رحم کند.
گواه جبین است بر درد منسرشک روان بر رخ زرد من
هوش مصنوعی: پیشانیام نشانهای از دردهایم است و اشکهای ریخته شده برصورتم، زردی و رنج مرا نشان میدهد.
ببخشای بر ناله عندلیبالا، ای گل نازپرورد من
هوش مصنوعی: ای گل نازپرورده من، به ناله و زاری بلبل اعتنا نکن و او را ببخشای!
که گر هم بدین نوع باشد فراقبه کوی تو آرد صبا گرد من
هوش مصنوعی: اگر فراق به این شکل ادامه پیدا کند، باد صبا به کوی تو میرود و من را به گرد خود میآورد.
که دیده ست هرگز چنین آفتی؟کزو می برآید دم سرد من
هوش مصنوعی: کیست که تا به حال چنین بلای زشت و آزاردهندهای را دیده باشد؟ که از آن، نفس سرد من برمیخیزد.
فغان من از دست جور تو نیستکه از طالع مادر آورد من
هوش مصنوعی: گله و شکایت من از ظلم تو نیست، بلکه مشکل از سرنوشت و تقدیری است که مادر در هنگام تولد من برایم رقم زده است.
من اندر خور بندگی نیستموز اندازه بیرون تو در خورد من
هوش مصنوعی: من در بندگی و اطاعت تو نیستم و نمیتوانم از حد و اندازهام فراتر بروم.
تو دردی نداری که دردت مباداز آن رحمتت نیست بر درد من
هوش مصنوعی: تو خود هیچ دردی نداری، ولی من از درد تو در امان نیستم و رحمت تو نسبت به درد من وجود ندارد.