شمارهٔ ۱۶۴۵
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر ناامیدی و عاطفه عمیق گوینده نسبت به معشوق است. او احساس آشفتهحالی میکند و از معشوق درخواست رحم و لطف دارد، چون در اثر محبت او دچار مصیبت شده است. گوینده تاکید میکند که اگر معشوق بخواهد که او درد و سختی ببیند، آماده تحمل همهچیز برای اوست. او به شدت به عشق خود وابسته است و نمیخواهد کسی را جایگزین معشوق خود کند، زیرا هیچکس نمیتواند جای او را بگیرد. در کل، شعر به حسرت و وفاداری به عشق اشاره دارد.
دلم آشفته شد، جانا، به بالای بلای توبکن رحمی به جان من که گشتم مبتلای تو
هوش مصنوعی: دل من بسیار پریشان شده و ای دوست، از تو خواهش میکنم که به حال من رحم کنی، زیرا من به شدت تحت تأثیر تو قرار گرفتهام.
اگر رای تو این باشد که من دانم جفا بینمجفای جمله عالم را کشم، جانا، برای تو
هوش مصنوعی: اگر نظر تو این باشد که من دچار آسیب شوم، من سختیها و بیرحمیهای دیگران را هم به خاطر تو تحمل میکنم، ای محبوب.
میان بگشای، ورنه پیرهن صد چاک خواهم زدکه در دل بس که ره دارم من از بند قبای تو
هوش مصنوعی: اگر به من راهی ندهی و درها را نگشایی، مجبور میشوم پیراهن خود را پاره کنم و نشان دهم که چقدر به تو وابستهام و چگونه از محدودیتهای تو رنج میبرم.
رقیبت را نمی خواهم، الهی، نیست گردانشکه دایم میکند محروم ما را از لقای تو
هوش مصنوعی: من رقیب تو را نمیخواهم، ای خدا، زیرا وجود او باعث میشود که ما همیشه از دیدن تو محروم باشیم.
اگر تو هر رقیبی را به جای بنده میداریبحمدالله که خسرو را کسی نبود به جای تو
هوش مصنوعی: اگر تو هر کس دیگری را به جای من در نظر داری، خوشبختانه هیچ کس نمیتواند به جای تو برای خسرو باشد.