شمارهٔ ۱۶۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عشق و تمایل به دیدار معشوق پرداخته است. شاعر به زیباییهای گفتار و حال معشوق اشاره میکند و از حسرت و آرزو برای دیدار او صحبت میکند. او تأکید دارد که هیچ چیز نمیتواند جایگزین معشوق شود، حتی شیرینیهای زندگی. شاعر از بیتابی و دشواریهای عاشقانه میگوید و نشان میدهد که حتی اگر با مشکلاتی روبرو شود، باز هم به عشق و وفاداری خود ادامه میدهد. او میگوید که همه چیز به معشوق برمیگردد و در نهایت، عشق به معشوق او را به سمت خود میکشاند.
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تودر آرزوی مردنم از حسرت دیدار تو
ای خوش گفتاری که به من جان میدهی در آرزوی دیدار با تو هستم
گر شهد بینم در زبان یا آب حیوان در دهانتحقیق می دانم که آن نبود به جز گفتار تو
اگر کسی را ببینم که زیبا صحبت میکنم میدانم که او کسی به جز تو نیست
معذوری ار زلف سیه پوشی به روی همچو مهسیری ندارد هیچگه چون دیده از دیدار تو
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که با وجود زیبایی زلف سیاه تو، هیچ دلیلی برای خجالتزده بودن وجود ندارد، زیرا وقتی که چشمم به روی زیبای تو میافتد، هیچ نگرانی دیگری برای من باقی نمیماند.
گر خود ترا زین چشم تر دشواری آید در نظربیرون کشم دیده ز سر آسان کنم دشوار تو
اگر تو از دیدن چشم های گریان من ناراحت میشوی چشمانم را برای تو از سر بیرون میاورم و تو را راحت میکنم
زین پس به خوبان ننگرم، در کوی ایشان نگذرمگر هیچ، یک ره جان برم از غمزه خونخوار تو
پیش هیچ انسان دیگری نمیروم و به کسی نگاه نمیکنم تا بار دیگری تورا ببینم
خواهی نمک زن ریش را، خواهی بکش درویش راهر خون که باشد خویش را بر بسته ام دربار تو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی میتوانی به زنی که نمکدار است، بیمحابا به او نزدیک شوی و یا به درویشی که در فقر و غم است، آسیب برسانی. من هر نوع قیدی که نسبت به خودم دارم را در پیشگاه تو گسستهام.
در کوی تو بر هر دری افتاده می بینم سریاین نیست کار دیگری جز کار تو، جز کار تو
هزاران انسان دیوانه میبینم و شک ندارم که همه این دیوانگان حاصل زیبایی توست
چون غم به گفتار آورم یا دیده در کار آورمچون رو به دیوار آورم باری بود دیوار تو
اگر هرگاه ناامید یا ناراحت بشوم تنها در کنار تو آرامش پیدا میکنم
خواهی که بهر خندهای پیش افگنی افگنده ایاینک چو خسرو بنده ای او بندهٔ دیدار تو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خاطر خنده و شادی دیگران، خود را در معرض دید قرار دهی، بدان که همانند خسرو که بنده و غلام حضور محبوبش است، تو نیز بنده ملاقات او هستی.