شمارهٔ ۱۶۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوقهاش میخواهد که از او دور نشود. او احساس میکند که غم و ناراحتی ناشی از جدایی او را به مرگ نزدیک میکند. شاعر از او میخواهد که حتی از نظرش دور نرود و بر زخمهای دلش بیشتر نکوبد. در نهایت، او به زیبایی و شیرینی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که با دیگران نیز ارتباط نداشته باشد و فقط در کنار او بماند.
از من، ای ساده پسر، دور مشوبرشکسته مگذر دور مشو
هوش مصنوعی: ای پسر ساده، از من دور نشو و به راحتی از کنارم نگذری.
گر چه سر تا به قدم از نمکیهم از این خسته جگر دور مشو
هوش مصنوعی: هر چند که تمام وجودت به تلخی و درد آغشته است، اما از این دل شکسته فاصله نگیر.
مردنم از غم تو نزدیک استیک زمانیم ز سر دور مشو
هوش مصنوعی: مرگ من به خاطر غمت نزدیک است. عشق ما را از هم دور نکن.
مرو از پیش من و بهر خدامطلق از پیش نظر دور مشو
هوش مصنوعی: از پیش من نرو و به خاطر خدا، هرگز از جلوی چشمم دور نشو.
تری دیده پر خون دیدیوه کزین دیده تر دور مشو
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به بیان احساسات عمیق و بیقراری خود میپردازد. او میگوید که چشمانش پر از اشک و غم هستند و از طرفی تأکید میکند که نباید از این چشمان غمگین دور شد، زیرا در آنها داستان و عمق احساسی نهفته است که باید درک شود. این ابراز احساسات نشاندهندهی شدت یک دلشکستگی و وابستگی عمیق به معشوق است.
لب به خسرو ده و آنگاه به لاغبا مگس گو، ز شکر دور مشو
هوش مصنوعی: لب به خسرو ده و آنگاه به لاغ با مگس گو، ز شکر دور مشو
لب خود را به گل-mouth شکرین بده و سپس به زنی لاغر با مگس بگو، از شیرینی دور مشو.
این جمله به معنای این است که برای دستیابی به لذت و زیبایی باید از چیزهای مملو از شکر و شیرینی بهره برد و از لذتها غافل نشوید.