تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۰۸

چو بنمایی رخ گلنار گونهگل اندر خار غلتد خار گونه
همیشه چشم تو مست است، جاناولی در دلبری هشیار گونه
شفا حاصل نشد درد دلم رامگر زان نرگش بیمار گونه
خرد در صدر دیوانخانه عشقهمی گردد دل بیکار گونه
چه غم، اینک پی تو می گذارمنفس پیمودن مکار گونه