شمارهٔ ۱۷۱۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر ابراز دلتنگی و عشق عمیق خود به معشوقش را میکند. او میگوید که دلش تحت تأثیر عشق او غمگین و جانش در حالت فراق است. شاعر خود را به مانند سگی که در حرم مینشیند، در خاک درگاه معشوقش مقیم میداند. او اشاره میکند که زیبایی معشوق باعث میشود افراد زاهد از دنیا فاصله بگیرند و تنها به فکر او باشند. همچنین، او به قیاس خود با رقیب ناکسش میپردازد و نشان میدهد که عشق او همچون خار در گل است. عشق و زیبایی معشوق در شبها باعث غم او میشود و او را به یاد میآورد. در نهایت، شاعر میگوید که وجود معشوقش باعث خوشبختی و رفعت اوست.
تا دل ز توام به غم نشستهجان در گذر عدم نشسته
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو غمگین است و جانم در حال رنج کشیدن از فراموشی و عدم قرار گرفته است.
بر خاک در تو من مقیممانند سگ حرم نشسته
هوش مصنوعی: من در خاک درگاه تو بهسان سگی که در کنار حرم نشسته، جا گرفتهام.
هر کس که بدید حسن رویتدر خانه زهد کم نشسته
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی چهرهات را در نظر بگیرد، هرگز در زهد و پرهیزگاری کم نخواهد گذاشت.
آن خط غبار بر عذارتچون هندوی پشت خم نشسته
هوش مصنوعی: آن خط که به خاطر زیباییات بر چهرهات نقش بسته، مانند هندیانی است که با قامت خمیده خود جذابیت خاصی دارند.
هستم به رقیب ناکس، ای دوستچون خار به گل دژم نشسته
هوش مصنوعی: من همچون خاری در کنار گل، از رقیب نالایق و بیارزش رنج میبرم، ای دوست.
مهر از هوش رخ تو هر شبتا وقت سحر به غم نشسته
هوش مصنوعی: محبت و زیبایی چهره تو هر شب تا سپیدهدم، دل را به غم فرو میبرد.
از دولت وصل تست خسروبر مسند و تخت جم نشسته
هوش مصنوعی: از خوشبختی وصالی که داری، تو مانند پادشاهی بر تخت جمشید نشستهای.