شمارهٔ ۱۷۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او میگوید که عشق معشوق در وجودش نشسته و هیچ کس به زیبایی او نمیرسد. ابروی دلربای معشوق دل او را گرفته و هر کس در جایگاه خود در کوی عشق مثل سگی در انتظار نشسته است. در ادامه، شاعر برخی صوفیان را به دلیل بیصفایی و عدم درک عشق واقعی مورد انتقاد قرار میدهد و در نهایت به حالتی اشاره میکند که فارغ از هنجارهای عرفانی، در حریم عشق نشسته است.
در خون منم، ای صنم، نشستهوز عشق تو در الم نشسته
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو در عمق وجودم جاری هستی و از عشق تو در شور و احساس نشستهام.
مانند تو دلبری به خوبیدر ملکت حسن کم نشسته
هوش مصنوعی: شما مانند تو معشوقهای با زیبایی در دیار خود کم پیدا میشود.
آن ابروی شوخ دلربایتبگرفته دل و به خم نشسته
هوش مصنوعی: ابروی زیبا و فریبندهات دل مرا تسخیر کرده و مرا به حالت خمیده و دلباخته درآورده است.
هر کس به مقام و منزل خویشدر کوی تو چون سگم نشسته
هوش مصنوعی: هر شخصی در موقعیت و جایگاه خودش در دنیای تو مثل اینکه به حالتی خضوعآمیز و گدایانه در کنارت نشسته است.
ای صوفی بی صفا به محرابچون مردم بی ندم نشسته
هوش مصنوعی: ای صوفی بیصفا، چرا در محراب عبادت مانند انسانی که بدون روح و زندگی است نشستهای؟
خسرو به حریم عشق فارغاز زمزم و از حرم نشسته
هوش مصنوعی: خسرو در دنیای عشق، بدون هیچ گونه دغدغهای و در آرامش نشسته است.