شمارهٔ ۱۷۴۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به حال و هوای خود اشاره میکند و از شور و شوق زندگی میگوید. او به ساقی اشاره میکند که مشروبات را مینوشاند و از دریاهایی از غم و بیکرانگی یاد میکند. او از شکست در توبه و longing برای شراب و خوشیهای زندگی صحبت میکند. شاعر میخواهد از رنجهای زمانه خلاص شود و به لذتهای دنیوی و زیبایی محبوب خود توجه دارد. او به مطرب دستور میدهد که موسیقی بنوازد و فضای خشک و خنک زهد را با یک ترانه شاداب کند. در نهایت، تشویق به رقص و شادابی عاشقانه به تصویر کشیده میشود.
شمع فلک برآید با آتشین زبانهساقی نامسلمان درده می مغانه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در بالای آسمان شمعی روشن میشود و آن ساقی که غیر مسلمان است، با زبانههای آتشین خود شراب مغانه را به ما میدهد.
کشتی من روان کن مانا کرانه یابمدریای غم ندارد چون هیچ جا کرانه
هوش مصنوعی: کشتی من را به راه بینداز تا به ساحل برسم، زیرا دریای غم هیچ حد و مرزی ندارد.
چون توبه ام شکستی گر نیست وجه بادهبفروش خانه من با آن شرابخانه
هوش مصنوعی: وقتی که تصمیم به بازگشت از خطاهایم گرفتم و آن را شکست، اگر بادهای وجود ندارد، پس خانهام را با آن عطر و صفای شرابخانهاش بفروش.
می نیم خورد خود ده ور پاره برنجیدل بر لب تو دارم، می خواستن بهانه
هوش مصنوعی: اگر بخواهم این بیت را به زبان ساده بیان کنم، میتوان گفت: من، در حالی که کمی نوشیدنی دارم، دل به لبخند تو دارم و برنجی که به خاطرش دلنوشتهام، بهانهای برای عشق و علاقهام است.
نی نی که از رخ خود بیهوش کن که بارییکدم خلاص یابم از محنت زمانه
هوش مصنوعی: ای عشق، با نگاه دلربایت مرا بیهوش کن تا برای یک لحظه هم که شده، از درد و رنجهای این دنیا رهایی یابم.
رو تا رویم بیرون دستم به گردن توتو بیخود صبوحی، من بیهش زمانه
هوش مصنوعی: وقتی صورتت رو به رویم است، دستانم به گردن توست. تو در حالت بیخبری به سر میبری و من در این دنیا در حالی که به حالت بیحس شدهام، سرگردانم.
ای مه غلام حسنت، چون در خمار باشینی رو ز خواب شسته نه موی کرده شانه
هوش مصنوعی: ای ماه، من خدمتگزار زیبایی تو هستم. وقتی در حالت مستی و سرخوشی هستی، نه از خواب بیدار میشوی و نه موهایت را شانه میزنی.
مطرب به رود خود زن دستی به ابر بارانوین زهد خشک ما راتر کن به یک ترانه
هوش مصنوعی: خواننده، با ساز خود بر افراز و دستی به ابر باران بران، تا این زهد خشک و بیروح ما را با یک آهنگ زنده کنی.
خسرو خراب مطرب تو مست ناز و سرخوشهان در چنین نشاطی یک رقص عاشقانه
هوش مصنوعی: ای خسرو، تو که خرابکاری و مشغول به نوازی، در این لحظهی شاد و پرانرژی، بیا و یک رقص عاشقانه را به نمایش بگذار.