شمارهٔ ۱۷۵۶
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی و نازکی طبیعت و عشق است. شاعر از چهرهی محبوبش سخن میگوید که در صبحگاه از خواب برمیخیزد و زیباییاش پژمرده شده است. زیبایی دیگران نیز تحت تأثیر این حالت او قرار میگیرد. شاعر ناراحتی خود را از پژمردگی محبوب و تاب نیاوردن او در آفتاب ابراز میکند و به تصاویر طبیعت چون گل و نرگس اشاره دارد که نشانگر عشق و زیبایی هستند. در نهایت، شاعر از وصال و وضعیت دلش در پاسخ به عشق صحبت میکند و از غم و پژمردگی یاد میکند. به طور کلی، شعر حال و هوای عشق، زیبایی و اندوه را به تصویر میکشد.
چو خاست صبحدم آن مه ز خواب پژمردهگل رخش ز خمار شراب پژمرده
هوش مصنوعی: زمانی که صبح دمید و ماه از خواب بیدار شد، چهرهی زیبا و شاداب آن به خاطر اثرات شراب پژمرده و کمجان بود.
شدند خوبان پژمرده زان جمال چنانکشود شکوفه تر ز آفتاب پژمرده
هوش مصنوعی: زیبایان به خاطر آن زیبایی ناگهانی پژمرده شدند، مانند شکوفهای که از گرمای آفتاب پژمرده میشود.
در آفتاب مرو ماه من که نآرد تابرخت که می شود از ماهتاب پژمرده
هوش مصنوعی: در زیر نور آفتاب، ای ماه من، نیا، زیرا که چهرهات را تاب نمیآورد و روز به روز از درخشش خود میکاهد.
ببردی آب، همه گلرخان دو تا گشتندچو آن گلی که کشندش گلاب پژمرده
هوش مصنوعی: وقتی آب را از دست بدهی، همه زیباییها و معصومیتها مانند گلهایی میشوند که وقتی گلاب از آنها گرفته میشود، پژمرده و بیحال میگردند.
بدید نرگس بستان به خواب چشم تراشد از تحیر آن هم به خواب پژمرده
هوش مصنوعی: در باغ نرگس، وقتی که چشمانت به خواب رفته بود، از حیرت دیدن آن گلها، خواب تو نیز پژمرده و بیروح شد.
مرا بگیر چو گل لعل بر رخ از دم سردکه تو به توست همه خون ناب پژمرده
هوش مصنوعی: مرا همانند گلی سرخ بر چهرهات بگیر، زیرا که تو خودت نیز همه خون پاک پژمردهای.
وصال خواست ز تو خسرو و جوانی یافتکه گشت غنچه دل زان جواب پژمرده
هوش مصنوعی: خسرو از تو نزدیکی و وصالی خواست، و به جوانی رسید که دلش به خاطر آن پاسخ ناامید شد و پژمرده گردید.