شمارهٔ ۱۷۶۳
هوش مصنوعی: این اشعار به نکات مختلفی در مورد عشق، عقل، و روابط انسانی اشاره دارد. شاعر به ناامیدی از عقل اشاره میکند و معتقد است که نمیتوان بهشت را به نابخردان سپرد. او به مشکلات ناشی از عشق اشاره کرده و از سایرین خواسته است که در این خصوص بیتوجه باشند. همچنین از خودخواهی و عدم انصاف دیگران گلایه میکند و به بیوفایی و رنجهای عشق میپردازد. در نهایت، شاعر از تهدیدات رقیب و درد و رنج هایش سخن میگوید و تأکید میکند که نباید اجازه داد که دیگران بر او تسلط یابند.
در اوصاف خود عقل را ره مدهبهشت برین را به ابله مده
هوش مصنوعی: عقل را در توصیف خود به بیراهه نبر و به آدم نادان امکانات بهشتی نده.
جهان مست و دیوانه کردی به زلفنسیمی به باد سحرگه مده
هوش مصنوعی: تو با زلفی که همچون نسیمی در صبحگاه به باد دادهای، جهان را دچار شوق و دیوانگی کردهای، پس مگذار که این حالت از دست برود.
غم عاشقان بشنو، اما به نازجواب سخن گه ده و گه مده
هوش مصنوعی: غم عاشقان را بشنو، اما با ناز و لطافت به سخنانشان پاسخ بده؛ گاهی جواب بده و گاهی سکوت کن.
چگویم به تو راز پنهان خویشخودش بشنو و سوی خود ره مده
هوش مصنوعی: چطور به تو راز لطیف و نهان خودم را بگویم؟ خودت بشنو و به سوی خودت نرو.
گر انصاف، جوید دل ظالمممده هیچش انصاف، والله مده
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم دل ظالم را با انصاف سیراب کنیم، هیچگاه به او انصاف نده، به خدا قسم که نده.
زنخ می نمایی و خون می خورمچنین شربتم زانچنان چه مده
هوش مصنوعی: تو با چهره زیبا و دلربایت من را در تنگنا قرار دادهای و من از درد و رنجی که به من میزنی، بینهایت رنج میبرم. شربت تلخی که از این حال به من میرسد، به خاطر توست و نمیتوانم آن را قبول کنم.
رقیب ار کشد خسرو خسته رازبان را در آن رخصت «نه » مده
هوش مصنوعی: اگر رقیب، خسرو بیتاب را به قتل برساند، در آن حال به او اجازه نده که حتی واژه «نه» را بگوید.