شمارهٔ ۱۷۸۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق عشق و درد عاشقی اشاره دارد. شاعر در تلاش است تا به محبوبش ابراز کند که هرگز او را فراموش نکرده و حتی در سختیها و مشکلات نیز یاد او را به دل دارد. او از زخمهایی که عشق محبوب بر دلش زده سخن میگوید و به حسرت و آرزوی وصال اشاره دارد. شاعر با استفاده از تمثیلها و استعارهها نشان میدهد که وجود محبوبش برایش بسیار ارزشمند است و کوتاهی در حضور او را حسرت میداند. در نهایت، او به نقاط ضعف خود اعتراف میکند و از محبوب میخواهد که در رفتار خود تجدیدنظر کند.
ای که در دیده درونی و در آغوش نه ایهم به یاد تو که یک لحظه فراموش نه ای
هوش مصنوعی: ای کسی که در درون قلبم هستی و در آغوشم نمیباشی، همواره در یاد تو هستم و هیچگاه نمیتوانم تو را فراموش کنم.
چند افسون جفا خوانی و پنهان داریآنچنان نیست که افسونش به هر گوش نه ای
هوش مصنوعی: چندین بار به من آسیب میزنی و رازهایی را پنهان میکنی، اما اینطور نیست که جراحیهای تو به هر کسی در گوشش نرسد.
رو بپوشیدی و این بنده خطا کرد که دیدمن و رسوایی ازین پس، چو خطاپوش نه ای
هوش مصنوعی: تو چهرهات را پنهان کردی و من، بندهای خسته، اشتباه کردم که تو را دیدم و حالا شرمندهام. از این به بعد تو دیگر نمیتوانی عذر خطاهای من را بپذیری.
وه که از درد توام خون جگر نوش گرفتتو چه دانی که در این درد جگر نوش نه ای
هوش مصنوعی: ای کاش تو میفهمیدی که من به خاطر درد و رنجی که از تو دارم، چقدر عذاب میکشم. تو چه میدانی که در این درد بزرگ، تو نقشی نداری؟
گر به آغوش بریزند گل اندر بر منآن همه خار بود چون تو در آغوش نه ای
هوش مصنوعی: اگر گلها مرا در آغوش بگیرند، تمام آن خارها بیاهمیت میشوند، چون تو در آغوش من نیستی.
دوش گفتی که کنم چاره کارت فرداآخر امروز چرا بر سخن دوش نه ای؟
هوش مصنوعی: دیروز گفتی که برای مشکل تو حتماً فردا چارهای پیدا میکنم، اما حالا که امروز است، چرا درباره گفتگویی که دیروز داشتیم صحبت نمیکنی؟
از لبش وعده دهی، وز مژه اش زخم زنینیش باری مزن، ای دیده، اگر نوش نه ای
هوش مصنوعی: از لب او وعدهای بگیر، اما از چشمش به تو آسیب نرساند. ای چشم، اگر تو چیزی شیرین نمیخوری، بیهوده نیش نزن.