تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۷۸۸

مشک بر اطراف مه آورده ایتوبه به زیر گنه آورده ای
بر رخ تو کآفت جان من استاز شب یلدا سپه آورده ای
شانه کو گم کرده بر فرق تو رهمو کشانش رو به ره آورده ای
داده ام از دیده خون، دل خسته ایخواستم یک بوسه، نه آورده ای
رسم تو آزردن خسرو شدهباز چه رسم تبه آورده ای؟