شمارهٔ ۱۷۸۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوبش شکایت میکند که با زیبایی و حالتی خاص، دل او را آزرده کرده است. او به زیبایی چهره محبوب اشاره میکند و از سردی و فاصلهای که میانشان وجود دارد، میگوید. همچنین، او از لبانی که انتظار یک بوسه را میکشید، ناامید شده و به رسمهای آزاردهندهای که در رابطه با او وجود دارد، اشاره میکند. در کل، شعر حاکی از غم و اندوه عشق و انتظار است.
مشک بر اطراف مه آورده ایتوبه به زیر گنه آورده ای
هوش مصنوعی: عطر خوشی را به اطراف خود پخش کردهای، اما با رفتار ناپسند و گناهآلود، خود را در زیر بار گناه قرار دادهای.
بر رخ تو کآفت جان من استاز شب یلدا سپه آورده ای
هوش مصنوعی: بر چهره تو که برای من مانند آفتی است، از شب یلدا جایی را به دست آوردهای.
شانه کو گم کرده بر فرق تو رهمو کشانش رو به ره آورده ای
هوش مصنوعی: شانهای که موهای تو را مرتب میکند، گم شده و اکنون با دقت و آرامی در تلاش است تا راه خود را به سمت تو پیدا کند.
داده ام از دیده خون، دل خسته ایخواستم یک بوسه، نه آورده ای
هوش مصنوعی: من از درد و رنجی که کشیدهام اشک ریختهام و دلم در عذاب است. خواستم که فقط یک بوسه از تو بگیرم، اما هیچ نشانهای از عشق تو نمیبینم.
رسم تو آزردن خسرو شدهباز چه رسم تبه آورده ای؟
هوش مصنوعی: عادت تو این شده که خسرو را دل آزرده کنی، چه رسم بدی برپا کردهای؟