شمارهٔ ۱۷۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به شکلی شاعرانه به زیبایی و جذابیت فرد مورد خطاب اشاره دارد و از او خواسته میشود که درباره خود و جایگاهش در جهان بیندیشد. شاعر از او میخواهد که به آینه نگاه کند و خود را بشناسد. همچنین به ناامیدی و آرزوهای بیهوده اشاره میکند و از او میپرسد که در میان گمراهیها و دشواریها چه معنایی برایش دارد. در نهایت، شاعر به تقدیر و جدایی اشاره میکند و میپرسد که این جدایی چه احساسی در او ایجاد میکند. ناله و شکایت از درد و دوری نیز بخشی از این احساسات است.
تو با آن رو بگو مه را، چه باشی؟تو با آن رخ بگو شه را، چه باشی؟
هوش مصنوعی: با چهره زیبا و جذابت بگو که چه هویتی داری؟ با آن صورت دلانگیزت بگو که مقام و ارزش تو چه چیزی است؟
ببین آیینه و خود را صفت کنحدیث زهره و مه را چه باشی
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و ویژگیهایت را بشناس، زیرا که تو نیز میتوانی مانند گل زیبا و ماه درخشان باشی.
دلا، زینسان چه می نالی در آن کوی؟گدایان شبانگه را چه باشی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا اینگونه در آن مکان ناله میکنی؟ آیا شبها برای گدایان چه خاصیتی دارد؟
بمیر ای مرغ تشنه در بیابانامید ابر ناگه را چه باشی
هوش مصنوعی: ای مرغ تشنه، در بیابان امید به باران ناگهای، چرا باید از مرگ بترسی؟
چه سویت، خسروا، دارد جدا گوشبه کویش ناله و وه را چه باشی
هوش مصنوعی: ای خسرو، چه چیزی را در نظر داری؟ گوش به ناله و آه کسانی که از دوری تو رنج میبرند، بده. تو چه احساسی خواهی داشت؟