تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۲۳

ای مه، بدین چابک‌روی، از آسمان کیستی؟وی گل، بدین نازک‌تنی، از بوستان کیستی؟
سیمین‌تری از باد تر، در لب ز شیرینی اثربا قامتی چون نیشکر پسته‌دهان کیستی؟
بادام چشمت پرفتن، عناب لعلت پرشکنبا ما نمی‌گویی سخن، بسته‌دهان کیستی؟
ترکی، ولی یغما نه‌ای، می‌بینمت تنها نه‌ایباری از آن ما نه‌ای، آخر از آن کیستی؟
نی سر به پیمان می‌بری، نی هیچ فرمان می‌بریره می‌روی، جان می‌بری، سرو روان کیستی؟
از غمزه بی‌باک تو شد جان مردم خاک توای من سگ فتراک تو، مطلق عنان کیستی؟
می‌نالد از غم چون چرس خسرو، نگویی یک نفسکای مرغ نالان در قفس! از گلستان کیستی؟