تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۴۷

خنده ای کن شکرستان دهن بازگشایانگبین زان لب چون برگ سمن باز گشای
نقل شاهانه تو پسته و عناب سزدمردمی کن، قدری گنج دهن بازگشای
با بزرگان نرسد خرده سخن می گوییخرده گیری به میان نیست، سخن بازگشای
جعد تو تنگ به کار دل ما پیچیده ستپنجه ای چند ز جعد چو شکن بازگشای
هست کوتاه شب وصل درازیش ببخشزان سر زلف سیه نیم شکن بازگشای