شمارهٔ ۱۸۴۹
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به عشق و احساسات عمیق خود میپردازد. او در ابتدا به شراب و زیباییهای آن اشاره میکند و از شادی که در آن نهفته است میگوید. سپس میگوید که عشق دو نوع زندگی را از یک لبخند به وجود میآورد و بر جذابیتهای بوسه و حتی گریه و رنگین بودن آن تأکید میکند. شاعر از جنبههای معنوی نیز سخن میگوید و به صوفی دستور میدهد که این گریه را به دستشویی خون بشوید، تا از قید دین آزاد شود. او به تضاد بین عشق و درد فراق اشاره کرده و میگوید که این احساسات او را در عذاب و اندوه قرار دادهاند، حتی وقتی که بقیه را زنده میکند، خود خسرو (معشوق) در حال نابودی است. در کل، اشعار بیانگر تداخل عشق، درد، عذاب و جستجوی آزادی از قید و بندهای دنیوی است.
می به جام ار چه زخون من مسکین دارینوش بادت که شکرخنده شیرین داری
هوش مصنوعی: اگرچه جام تو پر است از خون من بیدرد، نوش جانت باشد که لبخندت مانند شکر شیرین است.
دو حیات است ز یک خنده تو عاشق رازانکه در حقه یک خنده دو پروین داری
هوش مصنوعی: دو نوع زندگی از یک لبخند تو به وجود میآید و عاشق را به وجد میآورد، زیرا با یک لبخند تو دو ستاره در آسمان داری.
زان لب ساده گرم بوسه ببخشی، کم ازآنکنظری جانب این گریه رنگین داری
هوش مصنوعی: از آن لب بیپناه که بوسهای به من میدهد، کمتر از آن است که توجهی به این اشکهای رنگین من داشته باشی.
پیش صوفی گذرو، گریه خونین، فرمایتا به خون دست بشوید دلش از دین داری
هوش مصنوعی: برو پیش صوفی و با اشکهای خونین خود از او بخواه که دلش را از دینداری پاک کند.
نگری در من و چون من نگرم برشکنیاین چه فتنه ست که بهر من مسکین داری
هوش مصنوعی: به من بنگر و وقتی من به تو نگاه میکنم، قلبم را میشکنی. این چه مشکلی است که تو برای من، آدم بیچاره، ایجاد کردهای؟
خار در بستر تنهاییم افگند فراقزان چه سودم که تو آن بر گل و نسرین داری؟
هوش مصنوعی: در تنهاییام درد و غم مانند خار وجود دارد و این دوری از تو چه به من میآورد؟ وقتی تو در کنار گلها و نسرین هستی و من در این وضعیت!
همه را زنده کنی و بکشی خسرو راجان من این چه طریق است و چه آیین داری؟
هوش مصنوعی: چرا باید همه را زنده کنی و سپس خسرو را بکشی، ای جان من؟ این چه روش و چه جریانی است که در پیش داری؟