شمارهٔ ۱۸۶۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ماه میپرسد که چرا هر شب از او دور میشود و در جستجوی اوست. او به ورود به دنیای غم و بلا اشاره میکند و از دل خود میخواهد که به یاد ماه باشد. شاعر در احساس تنهایی و انتظارش از معشوق، غم و پریشانی را حس میکند و به زیبایی و دلنوازی او اشاره میکند. در نهایت، از او میخواهد که به گرد او بیفتد، در حالی که خود در جستجوی اوست.
هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟از من خسته جدا می گردی
هوش مصنوعی: هر شب، ای ماه، کجا میروی؟ چرا از من دور میشوی و خسته میشوی؟
گر به ذکر تو دمی گردد دلهیچ گرد دل ما می گردی؟
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو لحظهای دل ما شاد شود، آیا دل تو هم بر گرد ما نمیگردد؟
ورق جور به کف چون خط خویشهمه در گرد بلا می گردی
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت به دست خودت است و همه چیز در دایرهی مشکلات قرار دارد، چگونه میتوانی با آرامش به آن نگاه کنی؟
با خط خویش بگویی کامشبگرد خورشید چرا می گردی؟
هوش مصنوعی: آیا با قلم خود به من میگویی که امشب چرا دور خورشید میچرخید؟
من کجا تا به کجا در طلبت؟تو کجایی و کجا می گردی؟
هوش مصنوعی: من چه بلایی بر سر خودم آوردهام که در جستجوی تو هستم؟ تو کجایی و در کدام مکان به دنبال من میگردی؟
من دهن باز چو گل منتظرتتو پریشان چو صبا می گردی
هوش مصنوعی: من مانند گلی دهانم را باز کردهام و منتظر تو هستم، در حالی که تو به آرامی همچون نسیم در حال حرکت هستی.