تناجی
امیرخسرو دهلوی

شمارهٔ ۱۸۶۷

هر شب، ای ماه، کجا می گردی؟از من خسته جدا می گردی
گر به ذکر تو دمی گردد دلهیچ گرد دل ما می گردی؟
ورق جور به کف چون خط خویشهمه در گرد بلا می گردی
با خط خویش بگویی کامشبگرد خورشید چرا می گردی؟
من کجا تا به کجا در طلبت؟تو کجایی و کجا می گردی؟
من دهن باز چو گل منتظرتتو پریشان چو صبا می گردی