شمارهٔ ۱۸۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که او هیچگاه نمیتواند عشقش را درک کند. شاعر از او میخواهد که دیگر به عیبهایش نپردازد و توجهش را به چند مسأله مهم دیگر معطوف کند. او همچنین اشاره میکند که در مسیر عشق به او، دیگران هم در انتظار ماندهاند و او به خود میگوید که با وجود ذلت و بیتوجهی معشوق، چگونه میتواند از او شکایت کند. شاعر به ستمگر و کافرانی که به او آسیب میزنند، انتقاد میکند و تاکید میکند که با وجود مشکلات، عشقش را ادامه خواهد داد.
بت من، بت پرست را چه زنی؟مستم از عشق، مست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: ای معشوق من، چه نیازی به زدن منِ پرستشگر تو داری؟ من از عشق تو به شدت سرمست و شادابم، بنابراین چه نیازی به زدن من هست؟
روی خود پوش، چشم را چه کنیبت شکن، بت پرست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: صورت خود را بپوشان، چون چه فایدهای دارد که به محبوب خود نگاه کنی؟ و چه کار میتونی با کسی که بت پرستی میکند، بکنی؟
آخر از شست دور کن یک تیربه یکی تیر شست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: برای اینکه به یک هدف مشخصی برسید، نباید با کارهای غیرمؤثر و ناپخته به آن ضربه بزنید. بهتر است تلاش خود را در جهت درست و با دقت انجام دهید تا به نتیجه مطلوب نزدیکتر شوید.
عالمی در رهت نشسته بماندراه اهل نشست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: یک نفر عالم در راه تو منتظر مانده است؛ تو چه کار میکنی با افرادی که در این مسیر نشستهاند؟
من که بر آستانت پست شدملگد قهر، پست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: من که در برابر تو به تذلل افتادهام، چرا با خشم و زهر زبان به من لگد بزنید؟
چون زبردست را نیاری زدخود بگو زیر دست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: اگر به کسی که در مقام بالاتری قرار دارد کمک نکنید و از او حمایت نکنید، چه انتظاری دارید که به کسی که پایینتر از شماست، رسیدگی کند؟
تیغ بهر شکست کافر زنخسرو پر شکست را چه زنی؟
هوش مصنوعی: تیغ را برای شکست دادن کافر بزن، اما به کسی که همیشه در حال شکست خوردن است، چه فایدهای دارد؟