شمارهٔ ۱۸۸۰
هوش مصنوعی: این شعر، درباره دلبستگی و عشق شاعر به محبوبش است. او از محبوب میخواهد که همچنان به او توجه کند و سعی میکند تا به عشقش بیفزاید. شاعر در این متن به زیباییها و ویژگیهای محبوب اشاره میکند، مانند ابرو و چشم، که در دل او تأثیر گذاشتهاند. همچنین به ارتباط عمیق و پیچیدهای که بین آنها وجود دارد، اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او چقدر میتواند دردناک و زیبا باشد. در نهایت، شاعر احساساتش را با تشبیهات و تصویرسازیهای زیبا بیان میکند و به نوعی از محبوب خواسته میشود تا او را فراموش نکند.
گر منت می کنم عنان گیریتا کی از چون منت کران گیری؟
هوش مصنوعی: اگر به تو منت میگذارم که فرمانبرداری کنی، تا کی باید منتظر بمانم که تو هم از من قدردانی کنی؟
هر زمان از کرشمه ابروبهر خونریز من کمان گیری
هوش مصنوعی: هر بار که با جذابیت و ناز ابرویت، دل من را میزنی، همچون کمانی برای خونریزی من آماده میشوی.
دل گرفتار تو از آن کردمکه مرا از برای جان گیری
هوش مصنوعی: دل من به خاطر تو در بند است، چون تو باعث نجات جانم شدی.
غمزه و چشم تو نکو دانداین زبون کردن، آن زبان گیری
هوش مصنوعی: چشم و ناز تو به خوبی میدانند که چگونه با نگاه خود دلها را به دست بگیرند و در دلها نفوذ کنند.
آفتابی، ولی نخواهم گفتکه تو زان چیزها جهان گیری
هوش مصنوعی: تو همچون آفتابی هستی، اما من نمیخواهم بگویم که تو درگیر مسائلی هستی که باعث جلب توجه جهان میشود.
بین دهان چو خاتم خود راتا خود انگشت در دهان گیری
هوش مصنوعی: در هنگام صحبت کردن، زبان خود را مانند انگشتان در دهان نگهدار و از گفتن هر چیزی که بر زبانت میآید، خودداری کن.
منم و هر دو مردم چشممکه دو سه بنده رایگان گیری
هوش مصنوعی: من و مردم برایم مهم هستند، در حالی که چشمم فقط به دو یا سه نفر از آنها که بیدریغ و بدون هیچ توقعی به من کمک میکنند، دوخته شده است.
بوسه گفتی و گر لبت گیرماین نباید، حساب آن گیری
هوش مصنوعی: اگر گفتی که بوسهای خواهد بود و حالا میخواهی لبانت را بگیرم، باید به عواقب و نتیجهاش فکر کنی.
گویدت دل که ترک خسرو گیرترسم از کودکی همان گیری
هوش مصنوعی: دل به تو میگوید که به عشق شیرین دلبر روی بیاوری، اما میترسد که همان عشق تو را به دردسر بیندازد، مانند زمانی که کودک بودی و از دردسر میترسیدی.