شمارهٔ ۱۸۹۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق و درد جدایی شاعر است. شاعر هر شب به یاد محبوبش دچار احساساتی شدید میشود و از فراق او به شدت رنج میبرد. او احساس میکند که جانش به لبش رسیده و در انتظار دیدن محبوبش است. او از زیبایی محبوبش و تاثیر آن بر زندگیاش سخن میگوید و به سختیهایی که برای رسیدن به او متحمل میشود اشاره میکند. شاعر از عشقش صحبت میکند و اینکه اگرچه از او دور است، اما همیشه دلش با اوست و به یادش زندگی میکند. او به تصویر کشیدن جدایی، اشتیاق و سرگشتگی خود در عشق میپردازد.
هر بار که تو در دل شب در دلم آییخون دلم آید ز دو دیده به روایی
هوش مصنوعی: هر بار که تو در دل شب به یاد من میافتی، اشک از چشمانم به خاطر دلم میریزد.
ای جان به تو می دادم و یادم نکنی هیچفریاد که جانم به لب آمد ز جدایی
هوش مصنوعی: ای جان، من تمام وجودم را به تو اهدا کردهام، ولی تو هیچ به یاد من نیستی. فریاد من در میآید، زیرا از جدایی تو جانم به لب رسیده است.
آیی چو خرامان و زنی راه همه خلقبا آن روش و ناز، چه گویم، چه بلایی
هوش مصنوعی: هرگاه تو با آن زیبایی و روش منحصر به فردت به آرامی حرکت میکنی، همه افراد در اطرافت به تو خیره میشوند. نمیدانم چطور باید از این زیبایی و تاثیرگذاری تو صحبت کنم، که واقعاً شگفتانگیز است.
جانم به سر رفتن و شکل تو کشندهبیچاره من آن دم که تو در پیش من آیی
هوش مصنوعی: زندگیام در خطر است و زیبایی تو برایم دردآور است، بهویژه زمانی که تو در برابر من ظاهر میشوی.
بی دیدن روی تو، چه گویم به چه روزم؟یارب که تو این روز کسی را ننمایی
هوش مصنوعی: بدون دیدن چهرهات، نمیدانم چه بگویم درباره حال و روزم. کاش خدایا، هیچکس را در این روزها به من نشان ندهی.
ای شاهد سرمست، ببر موی کشانمتا در سر و کارت کنم این زهد ریایی
هوش مصنوعی: ای معشوق شادمان، موهایت را بکش تا بتوانم با زیبایی و جذابیت تو، این نمایشگری و ریاکاری را از ذهنم دور کنم.
چون طوطی آموخته با شکر دردتدر بند بمیرم که نیم خوش به رهایی
هوش مصنوعی: من مانند طوطی که با شکر آموزش دیده، در درد تو گرفتار هستم و برایم مرگ بهتر از آزادی است.
خوش وقت من آن دم که کشم باده به یادتچون جان بدهم بر سر کویت به گدایی
هوش مصنوعی: سربلندترین لحظههای من زمانی است که به یاد تو شراب مینوشم و جانم را برای نزدیکی به کوی تو فدای میکنم.
هر شب منم و خاک سر کوی تو تا روزای روز و شب اندر دل خسرو، تو کجایی؟
هوش مصنوعی: هر شب من در خاک سر کوی تو مینشینم و منتظر روز و شب هستم. ای محبوب من، تو کجایی که دل من فقط در فکر توست؟