شمارهٔ ۱۹۵۲
هوش مصنوعی: این غزل درباره درد و رنج ناشی از جدایی و عشق ناکام است. شاعر از ستم و بیعدالتیای که در عشق متحمل شده سخن میگوید و بیان میکند که تلاش کرده تا به کسی دیگر دل نبندد. وی به تلاطمهای درونیاش اشاره میکند و از غم هجر و خوابهای شورانگیزش با یار یاد میکند. شاعر تأمل میکند که عشق او چقدر دشوار است و به دنبال آرامش در غمهایش است. نهایتاً، بر حسرت زندگی و امید به دوباره دیدن یارش تاکید میکند.
مردانه می کشد به جفایم ستمگریتا میرم و دگر ندهم دل به دیگری
هوش مصنوعی: ستمگر به من بسیار رنج میدهد، اما من به خاطر این درد، هرگز دل خود را به دیگری نمیسپارم.
راحت بود سیاست آن کس که بایدشاز غمزه دور باشی و از ناز خنجری
هوش مصنوعی: کسی که باید از جفا و ناز درخواستهای دیگران دوری کند، در سیاست کارش راحتتر است.
گفتم که دوش با تو نشستیم، راست استبر خویش بسته ام به هوس خواب دیگری
هوش مصنوعی: گفتم که دیشب با تو نشستم و این درست است، اما به خاطر تمایلات خودم به خواب دیگری فکر میکنم.
از غم مگر ز وادی هجر استخوان بودکز کعبه امید بیاید کبوتری
هوش مصنوعی: آیا میتوان از غم و اندوه جدایی، استخوانی باقی مانده باشد که از کعبه امید، پرندهای به سوی ما پرواز کند؟
ماییم و خواب و بازوی آن یار زیر سروه کی نهد تو در خم بازوی ما سری
هوش مصنوعی: ما در خواب و خیال آن معشوق هستیم و هیچکس نمیتواند سر خود را بر بازوی ما بگذارد.
کی ره کند به کلبه ما چون تو آفتابما ناخدای باز کند ز آسمان دری
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند به خانه ما بیاید، در حالی که تو همانند آفتابی هستی که در آسمان به ما نور میدهد و همچون ناخدایی در دریای زندگی ما را راهنمایی میکنی؟
یارب حلال خواب خوش، ار چه شبی ز غمروزی نبود پهلوی ما را ز بستری
هوش مصنوعی: ای خدا، خواب راحت را حلال کن برای ما، هرچند شبها به خاطر غم، روزها هم در کنار ما نیست و روی تخت تنها هستیم.
خسرو به سایه ای ز درخت تو قانع استآن دولت از کجا که به دست افتدش بری
هوش مصنوعی: خسرو به سایه درخت تو راضی است، پس این خوشبختی چطور ممکن است که به او برسد؟